گنجور

 
ابن یمین

عزمم درست گشت که نارم دگر بکف

مدح کسی که هست بدو هجو هم دریغ

میغند این خسان به نپاشیدن عطا

ز آنرو که جمله صاعقه بارند همچو میغ

ابن یمین ز همت دونان کرم مجوی

کی کار ذوالفقار کند زنگ خورده تیغ

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
نصرالله منشی

دست زمانه یاره شاهی نیفگند

دربازوی که آن نکشیده است بار تیغ

ادیب الممالک

سردار مکریان که بدش نام سیف دین

اندر هنر متین شد و اندر سخن بلیغ

تیغی کشیده بود بر اعدای ملک و دین

اندر نیام کرد قضا آن کشیده تیغ

چون ماه بدر بود و سپهرش هلال کرد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه