ابن یمین دریغ یساری نیافتست
بر قدر همتی که بدو داد کردگار
ور یافتی ز پاشش زر در ره صواب
دشمنش تاج دار شدی دوست تاجدار
زر بهر دشمنان طلب و بهر دوستان
چون بگذری ازین دو نیاید بهیچ کار
آنرا عزیز مصر جهان دان که بهر عرض
از پاک جوهری عرضش آمدست خوار
نرگس فکنده سر چو ززر چشم او پر است
دست کشاده دارد از آن سر کشد چنار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ناامیدی خود از یاری خداوند اشاره میکند و میگوید که هیچ کدام از نعمتهای دنیا، مانند ثروت و زر، در زندگی او مؤثر نیستند. او به این نکته میپردازد که اگر شخصی به مال و ثروت دست یابد، ممکن است دشمنانش نیز تاجدار شوند. همچنین، در انتها به ارزش انسانها اشاره میکند و میگوید که افراد با ارزش و با ذات نیکو باید ارزشمند باشند تا نه تنها به ثروت، بلکه به احترام و منزلت دست یابند. شعر در نهایت به معنای حقیقی و پایدار زندگی و برتری جوهر انسان نسبت به ثروتهای زودگذر میپردازد.
هوش مصنوعی: ابن یمین به این نکته اشاره میکند که هرکسی با توجه به تلاش و همت خود، به مقامی دست پیدا میکند. بنابراین، اگر فردی به اندازه کافی تلاش کند و همت بلند داشته باشد، به نتایجی بهتر خواهد رسید. در واقع، این موضوع بیانگر این است که تقدیر و قدر به اندازه همت و کوشش فرد بستگی دارد.
هوش مصنوعی: اگر از پاشیدن زر در راه درست بهرهمند شدی، دشمن تو تاجدار خواهد شد و دوستت نیز تاج به سر خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: برای دشمنان به دنبال مال و ثروت باش و برای دوستان نیز، اما وقتی از این دو بگذری، هیچکدام به کارت نمیآید.
هوش مصنوعی: او را که عزیز مصر است، به عنوان گرامی و ارزشمند در جهان بشناس، چرا که به خاطر ذات پاک و با ارزشی که دارد، در برابر او هر عرضهای بیارزش و حقیر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: نرگس سرش را به سمت زمین خم کرده و چشمانش مانند زری پر از زیبایی است. دستی نیز دارد که از آن طرف به سمت او دراز شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.