زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجود
وز جمادی به نباتی سفری کردم و رفت
بعد ازینم کشش طبع بحیوانی بود
چون رسیدم بوی از وی گذری کردم و رفت
با ملایک پس از آن صومعه قدسی را
گرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت
بعد از آن در صدف سینه ایشان به صفا
فطرت هستی خود را گهری کردم و رفت
بعد از آن ره سوی او بردم و چون ابن یمین
در امان گشتم و ترک دگری کردم و رفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف مراحل مختلف زندگی و وجود از عدم به مراحل بالاتر میپردازد. او ابتدا از عدم به وجود میآید و از جماد به گیاهی و سپس به حیوانی تبدیل میشود. در ادامه، با ملایکه و محیطهای مقدس تماس دارد و در نهایت در جستجوی خویشتن به درون خود نفوذ میکند. در پایان، او به اوج تکامل میرسد و از وابستگیها رها میشود و به آرامش و امنیت میرسد. این سفر روحانی را به عنوان سیر و تحول زندگی بیان میکند.
هوش مصنوعی: از حالت عدم، به دنیای وجود قدم گذاشتم و از حالت بیجان به زندگی گیاهی رسیدم و این سفر را ادامه دادم و پیش رفتم.
هوش مصنوعی: پس از این، میل من به سوی حیوانی بود و وقتی به او رسیدم، بویی از او حس کردم و از کنار او گذشتم و رفتم.
هوش مصنوعی: پس از آنکه به دور یک صومعه مقدس گشتم و با فرشتگان ملاقات کردم، با دقت به آنجا نگاه کردم و سپس به راه خود ادامه دادم.
هوش مصنوعی: پس از آن، در دلهای پاک و ساده آنها، به شکل یک گوهر، وجود خود را پیدا کرده و سپس از آنجا رفتهام.
هوش مصنوعی: پس از آن به سوی او روانه شدم و وقتی که به امن و امان رسیدم، از دیگری فاصله گرفتم و رفتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.