ای بت مه طلعت پیمان گسل
ای مه تابان بررویت خجل
آتش عشق رخ توبرفروخت
هستی ما را همه یکسر بسوخت
شعله عشقت بزدآتش به جان
سوختم از آتش دل الامان
نیستی آگه غم عشقت چه کرد
در دلم از حسرت واندوه ودرد
از غم عشق رخ نیکوی تو
شددلم آشفته تر از موی تو
تا شدی از پیش من ای یار دور
تنگتر آمددلم از چشم مور
هجر تو زد بر دل من آتشی
من خوشم از سوختن ار تو خوشی
وصل تو روزی شود ار روزیم
به بود از روزی هر روزیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و دلتنگی برای معشوقی زیبا میپردازد. او از عذاب ناشی از جدایی و آتش عشق به معشوق سخن میگوید و حسرت و اندوهی عمیق را تجربه میکند. عشق او تمام وجودش را میسوزاند و با یاد معشوق، دلش به شدت مضطرب میشود. در انتها به امید وصال معشوق اشاره میکند و از آرزوی روزی سرشار از خوشی و پیوند صحبت میکند.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا که دل را میشکنی، ای ماه درخشان که بر تو خجالت میکشم.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو به قدری شدید است که تمام وجود ما را سوزانده و از بین برده است.
هوش مصنوعی: شعله عشق تو به جانم آتش زد و من از دلسوختگیام فریاد میزنم.
هوش مصنوعی: من از غم عشق تو به شدت در دل خود احساس حسرت، اندوه و درد میکنم، اما تو از این وضعیت بیخبری.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، چهره زیبای تو باعث شور و آشفتگی بیشتری در دل من شده است تا حتی آشفتگی موهای تو.
هوش مصنوعی: وقتی که از من دور شدی، ای دوست، دل تنگتر و ناراحتتر شدهام، مانند دل یک موریانه که در تنگی میافتد.
هوش مصنوعی: فراق تو بر دل من آتشی افکند و من از سوختن لذت میبرم اگر تو خوشحال باشی.
هوش مصنوعی: اگر روزی اتصال به تو نصیبم شود، از روزهای زندگیام بهتر خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.