امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
هر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت
کس وحشتت از اسباب تعلق نپسندید
دامن نشکستن چقدر چین جبین داشت
از وهم مپرسید که اندیشهٔ هستی
در خانهٔ خورشید مرا سایهنشین داشت
هر تجربهکاری که درتن عرصه قدم زد
سازدل جمع آن طرف ملک یقین داشت
عمریست که در بندگداز دل خویشیم
ما را غم ناصافی آیینه بر این داشت
چون سایه به جز سجده مثالی ننمودیم
همواری ما آینه در رهن جبین داشت
در قد دو تا شد دو جهان حرص فراهم
زین حلقهکمند امل آرایش چین داشت
از پردهٔ دل رست جهان لیک چه حاصل
آیینه نفهمیدکه حیرت چه زمین داشت
با این همه حیرت به تسلی نرسیدیم
فریاد که آبینهٔ ما خانهٔ زین داشت
آفاق تصرفکدهٔ شهرت عنقاست
جز نام نبود آنکه جهان زیر نگین داشت
بیدل سراین رشته به تحقیق نپیوست
در سبحه و زنار جهانی دل و دین داشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و رازآلود درونی خود اشاره میکند و حسرت دیدار معشوق را در دل خود زنده میکند. او به تصویر شمعی میماند که در تلاش است تا از خاموشی خود نجات یابد. با بیان نا همواریهای زندگی و مشکلاتی نظیر غم و ناپایداری، او به دلبستگیهایش و همچنین به جوهرهٔ هستی و تفکر عمیقش میپردازد. شاعر به حیرتی اشاره میکند که ناشی از تمایلات و آرزوهای بیپایان است، و در نهایت، در عین بررسی این جستجوها، به ناکامی در یافتن تسلی و آرامش اعتراف میکند. او به نسبتی بین علم و عرفان، و بین جهان مادی و معنوی نیز اشاره میکند و در پایان، به unresolved بودن مسایلی که بر دوش دارد، اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: امشب که دل به یاد دیدار تو حسرت میخورد، هر کدام از اعضای بدنم مثل شمعی است که شعلهای از امید دوباره به تو دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس از مشکلات و وابستگیها نمیترسد و از بین نرفتن دامن چقدر نشاندهندهی چروکیده بودن پیشانی است.
هوش مصنوعی: در خواب از خودم پرسیدم که چرا فکر وجودم، در سایهٔ خورشید جای گرفته بود.
هوش مصنوعی: هر کس که در زمین تجربیات جدیدی کسب کرده، به نوعی امتیاز ویژهای دریافت میکند و دلی سرشار از اطمینان نسبت به آنچه به دست آورده، خواهد داشت.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در درد و رنج دل خود گرفتاریم و غم ناهمواریهایی که در آینه میبینیم ما را آزار میدهد.
هوش مصنوعی: ما به جز سجده چیزی نشان ندادیم، همچون سایهای که در زندگی به آرامی حرکت میکند؛ در تمام این مدت، محلی برای سر به سجده گذاشتن داشتیم که همچون آینهای صاف و زلال بود.
هوش مصنوعی: در بلندی قامت انسان، دو دنیا را دربرگرفته و حرص و ولع او برای به دست آوردن چیزها، مانند دانههایی است که در دست داره، و زین حلقه کمند آرزوها، زیبایی و ترتیب خاصی را به زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: عواطف و احساسات در دل انسان آزاد شده و جهان به نمایش درآمده است، اما چه فایدهای دارد؟ چرا که آینه نتوانسته درک کند که این حیرت و شگفتی از کدام دلی ناشی میشود.
هوش مصنوعی: با وجود تمام شگفتیها و حیرتهایی که تجربه کردیم، نتوانستیم به آرامش برسیم. افسوس که خانهام پر از نشانههای زین (زیبایی یا زینت) است.
هوش مصنوعی: عالمی که در آن زندگی میکنیم، به نوعی میدان بازی و عملکرد شهرتهای بزرگ است، اما در واقع تنها نام و یاد افرادی باقی مانده است که روزگاری بر دنیا تسلط داشتند.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانی سحرآمیز و پیچیده است که با وجود ارتباطات ظاهری و وابستگیهای دنیوی، به عمق حقیقت دست نیافته است. او در دنیای مادی و ظواهر مانند تسبیح و کمربند زندگی میکند، اما در واقعیت، دل و ایمانش به چیزهایی دست نخورده و اصیل اشاره دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
کز راه ادب پیش رخت رو به زمین داشت
ز آن پیش که در کار کمان عقل برد پی
ابروی کماندار تو بر گوشه کمین داشت
گر با غمت از نعمت فردوس کنم یاد
[...]
در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
دیوانه که اقبال رسا زیر نگین داشت
یک خنده گل دیر برآمد ز شکر خواب
آیینه چو گل سر به سر چین جبین داشت
نقش قدم ما دل پر آبله ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.