ای موجزن بهار خیالت ز سینهها
جوش پری نشسته برون ز آبگینهها
جور تو پنبهکار گلستانِ داغ دل
تیغت زبانده دهن زخم سینهها
سودایی تو با گهر تاج خسروان
جوید ز جوش آبلهٔ پا قرینهها
از فضل و رحمت تو لب رشک میگزد
بر ناخن شکسته کلید خزینهها
در خرقهٔ نیاز گدایان درگهت
نازد به شوخی پر طاووس پینهها
نازکدلان باغ تو چون شبنم سحر
بر روی برگ گل شکنند آبگینهها
در قلزم خیال تو نتوان کنار جست
خلقی در آب آینه دارد سفینهها
دل را محبت تو همان خاکسار داشت
ویرانه را غنا نرسد از دفینهها
چو بیدل آنکه مهر رخت دلنشین اوست
نقش نگین نمیشودش حرف کینهها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و تأثیر خیالی معشوقهاش میپردازد. او از زیبایی بهار و شعرهایی با تمثیلها و تصویرسازیهای طبیعی بهره میبرد تا احساسات عمیق خود را بیان کند. معشوقهاش مانند موجی زنده و جذاب است که دلها را به جوش میآورد و حالتهای ناز و لطافت را به تصویر میکشد. شاعر همچنین به عشق و محبت عمیق خود اشاره میکند و میگوید که این عشق، مانند گنجی پنهان و باارزش در دل او است که نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری عوض کرد. در نهایت، او تأکید میکند که کینه و حسد جایی در دل او نسبت به معشوقهاش ندارد.
هوش مصنوعی: ای موج بهاری، خیال تو در دلها میجوشد، همچون پری که از آبهای زلال بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: درد و رنجی که ناشی از بیعدالتی و ستم توست، مانند پنبهای است که در قلبهای داغ و زخمی به خاطر عشق و آرزوها کاشته شده. تیغ و زخمی که بر زبانها نشسته، ناشی از این درد است و به نوعی گویای زخمهایی است که در دلها وجود دارد.
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی تو به اندازهای است که مانند جواهراتی که بر تاج پادشاهان قرار دارد، ارزشمند است و همچنان که داغ و زخم پا باعث جنبش و حرکت میشود، این عشق تو را به جلو میبرد.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت الهی، طلب و نیازمندی مانند حسادت زنبور بر روی ناخن شکستهای که درب خزانهها را باز میکند، مینشیند.
هوش مصنوعی: در پوشش نیازمندان به درگاه تو، زینت مییابد مانند پر طاووس، پینهها به شکل شوخی.
هوش مصنوعی: دلرباهای باغ تو همچون شبنم صبحگاهی بر روی گلبرگها، لطیف و شکنندهاند و مانند شیشههای نازک، به آرامی و حساسیت آسیبپذیرند.
هوش مصنوعی: در دنیای خیالت نمیتوان به سادگی جدا شد. افرادی که در آینه آب، کشتیهایشان را میبینند، در واقع در عمق تخیلات و تصورات تو گرفتار هستند.
هوش مصنوعی: دل به محبت تو مانند خاکسار میماند و ویرانه نمیتواند از گنجینهها بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: عاشق کسی که زیبایی و محبت او در دلش جا دارد، تحت تأثیر بدگوییها و کینهها قرار نمیگیرد و مانند نگین، زینت و زیبایی خود را حفظ میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گلشن از بهار خیال تو سینهها
برگ گل از طراوت نامت سفینهها
هرجا غمت رواج دهد گوهر شکست
بر سنگ خاره رشک برند آبگینهها
گر از نسیم راز تو عالم چمن شود
[...]
ای گنجها ز گوهر یاد تو سینهها
و ز نقد داغ عشق تو دلها دفینهها
در جستجوی ذات تو افتاده سرنگون
افلاک را به لجه حیرت سفینهها
از تندی شراب نگاه تو میزنند
[...]
ای آرزوی مهرتو سیلابکینهها
بر هم زنکدورت سنگ آبگینهها
ملاح قدرت تو ز عکس تجلیات
راند به بحرآینهٔ دل سفینهها
آتشپرست شعلهٔ اندیشهات جگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.