گنجور

 
بیدل دهلوی

با همه افسردگی، مفت تماشاییم ما

موج‌ها د‌ارد پری، چندان‌که میناییم ما

رنگ‌ها گل کرده‌ایم، اما در آغوش عدم

بیضهٔ طاووس زیر بال عنقاییم ما

منزل ما محمل ما، سعی ما افتادگی‌ست

همچو اشک از کاروان لغزش پاییم ما

بی‌خودی عمری‌ست از دل می‌کشد رخت نفس

تا برون خود، جهانی دیگر آراییم ما

نردبان چاک دل تا قصر گردون بردن است

چون سحر، از خویش آسان برنمی‌آییم ما

گوشهٔ آرام دیگر از کجا یابد کسی؟

چون نفس، در خانهٔ دل هم نمی‌پاییم ما

امتیاز وصل و هجران دورباش کس مباد

آه از این غفلت که با او نیز تنهاییم ما

صرفهٔ کوشش ندارد یاد عمر رفته‌ام

فرصت از کف می‌رود تا دست می‌ساییم ما

تا به همت بگذریم از هرچه می‌آید به پیش

همچو فرصت، یک‌قلم دی‌ساز فرداییم ما

بی‌حضوری نیست، استقبال از خود رفتگان

سجده‌ای کردی به دامانی که می‌آییم ما

شوخی آثار معنی، بی‌عبارت مشکل است

فاش‌تر گوییم: او هم اوست، تا ماییم ما

بی‌محابا کیست بیدل! از سر ما بگذرد؟

چون شکست آبله، یک قطره دریاییم ما

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۲۳۲ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
صائب تبریزی

زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما

رو نمی تابیم از سیلاب، دریاییم ما

پرده غفلت نمی گردد بصیرت را حجاب

گر چه از پوشیده چشمانیم، بیناییم ما

مطلب ما گوهر عبرت به دست آوردن است

[...]

جویای تبریزی

هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما

شمع سان در سوختنها پای بر جاییم ما

کس زحال تیره روزان جنون آگاه نیست

همچو شب در خود نهان از جوش سوداییم ما

می رویم از خویشتن چون شمع با بال نگاه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه