به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک میسازم
جنون ناتوانم جیب مژگان چاک میسازم
تماشاهاست نیرنگ تحیرگاه الفت را
تو با آیینه و من با دل غمناک میسازم
به چندین آرزو میپرورم یک آه نومیدی
نهال شعلهای سیراب ازین خاشاک میسازم
ندارد پنجهٔ آفت کمین جیب عریانی
چو گل جرم لباسست اینکه من با خاک میسازم
همای لامکان پروازم و از بیپر و بالی
به پسی ماندهام چندانکه با افلاک میسازم
به چندین نشئه بودم محو مژگان سیه مستی
کنون با سایهواری از نهال تاک میسازم
خیال از چین ابرویی تبسم میکند انشا
به ناموس محبت زهر را تریاک میسازم
غرور اعتبار از قطرهام صورت نمیبندد
به تدبیر گهر آبی که دارم خاک میسازم
شکار افکن چو خون صیدم از ره برنمیدارد
ز نومیدی به خود میپیچم و فتراک میسازم
در این ماتمسرا بیدل مپرس از کسوت شمعم
ز من تا آستینی هست مژگان پاک میسازم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تنهایی و حیرت خود اشاره میکند و از جنون و ناتوانیاش صحبت میکند. او در مواجهه با عشق و آرزوها، حسرت و نومیدی را در دل میپرورد. شاعر به تصویر بیداری و امیدواری در بین خاشاک میپردازد و با بیان عریانی خود، به حقیقت زندگی نزدیک میشود. همچنین از تلاش او برای پرواز و رسیدن به آسمانها، با وجود محدودیتهای موجود، سخن میگوید. در نهایت، او به چالشهای روحی خود میپردازد و از تلاشی که برای ایجاد زیبایی و محبت در زندگی دارد، میگوید.
هوش مصنوعی: در حالتی از حیرت، خود را از فهم و درک دور میکنم و به جنون و دیوانگیام میافزایم. چشمانم را با درد و غصهای عمیق پاره میکنم.
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که هر کدام از ما به نحوی به زیباییها و حقایق زندگی نگاه میکنیم. تو از طریق آیینه و تصویر خود با نیرنگ و فریب، و من از طریق دل غمگین و احساساتم، سعی در درک و تجربهی عشق و دوستی داریم. این نشان دهندهی تفاوت دیدگاهها و احساسات ما در ارتباط با یکدیگر است.
هوش مصنوعی: من در دل خود آرزوهای زیادی دارم، اما آهی از ناامیدی به جا مانده است. از این زبالهها و چیزهای بیارزش، شعلهای را بوجود میآورم و سیراب میکنم.
هوش مصنوعی: آفتی که در کمین است، نمیتواند به کسی آسیب بزند که گربهای عریان است و در واقع، این عریانی بهنوعی نشانهی خلوص و بیگناهی است. من با خاک خودم را میسازم و بر اساس سادگی و صداقت زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای هستم که توان پرواز در هر مکان و فضایی را دارم، اما به دلیل ناامیدی و نداشتن بال، در همین جا ماندهام. این احساس باعث شده که با جهانی که در آن زندگی میکنم، یک نوع هماهنگی ایجاد کنم.
هوش مصنوعی: مدت زیادی در غرق شادی و شیفتگی مژگان زیبای معشوق بودم، اما حالا با سایهای که بر اثر درخت انگور ایجاد شده است، دنیای جدیدی برای خودم میسازم.
هوش مصنوعی: تصور میکند که شکل ابروی معشوقش باعث لبخندش شده است. به خاطر عشق و محبت، چیزهای تلخ و زهرآلود را به دارویی مفید و تسکیندهنده تبدیل میکنم.
هوش مصنوعی: غرور و اعتبار من به خاطر یک قطره آب نیست؛ من با تدبیر خود، خاک را میسازم.
هوش مصنوعی: وقتی که به هدفی دست نمییابم و نا امید میشوم، بیشتر در خودم فرو میروم و تلاش میکنم تا راهی برای موفقیت پیدا کنم.
هوش مصنوعی: در این مکان تاریک و دلگیر، از زیبایی و ویژگیهای ظاهریام سوال نکن. من تا زمانی که آستینی وجود دارد، با چشمان خود زیبایی را میآفرینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به ذوق جستجویت جیب هستی چاک میسازم
غباری میدهم بر باد و راهی پاک میسازم
به چندین عبرت از دل قطع الفت میکند آهم
فسانها می زنمکاین تیغ را بیباک میسازم
در آن عالم که انداز عروجی میدهم سامان
[...]
بساط هستی خود را به راهت خاک میسازم
اگر باشد زمین ناساز با افلاک میسازم!
لبم از آتش شوق محبت خشک شد لیکن
ز اشک خونفشان مژگان خود نمناک میسازم
لباسی در بر من نیست اکنون غیر رسوایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.