قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامهام
میتراود شور زنجیر از صریر خامهام
دیگ زهدی در ادبگاه خموشی پختهام
زبر سرپوش حباب از گنبد عمامهام
در فراقت خواستم درد دلی انشا کنم
جوش زد خون پردههای دیده اشک از نامهام
مشق راحت نیست مژگانی که میآرم بهم
بیرخت خط میکشد بر لوح هستی خامهام
طاقت شور دماغ من ندارد کاینات
میزند آتش به عالم گرمی هنگامهام
برنمیدارد دماغ وحدتم رنگ دویی
غنچه سان کردهاست بوی خود معطر شامهام
معنیام اجزای بیرنگیست بیدل چون حباب
اینقدرها شوخی اظهار دارد خامهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درونگرایی و حالاتی از دیوانگی و عشق اشاره میکند. او با شوری از دیوانگان نام میبرد و از زهد و ادب در خاموشی سخن میگوید. در توصیف درد فراق، اشکهای خود را به تصویر میکشد و میگوید که نوشتن برایش دشوار است. او همچنین به شدتی از شور و آتش در کائنات اشاره کرده و بر وحدت حقیقت تأکید میکند. در نهایت، شاعر خود را به عنوان موجودی بیرنگ و شفاف مانند حباب توصیف میکند و خامهاش را در بیان احساسات و معانی شوخیآمیز میداند.
هوش مصنوعی: داستان عاشقان در تمام نامهام موج میزند و از صدای قلمم هیجان زنجیر به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در فضایی آرام و بیصدا، مشغول پختن دیگ زهد و فضل هستم و بر روی آن، حبابی از گنبد عمامهام قرار دارد.
هوش مصنوعی: در زمانی که از تو دور هستم، تصمیم گرفتم درباره دردهایم بنویسم؛ اما اشکهایم به حدی زیاد شدند که به جای نوشتن، تنها قطرات خون دل از چشمانم سرازیر شد.
هوش مصنوعی: نوشتن و ثبت احساسات و افکار آسان نیست، چشمانم که بینظیرند، خطوطی که بر روی بوم وجود کشیده میشوند، حاصل قلم من هستند.
هوش مصنوعی: کائنات و دنیای اطرافم به قدری شور و هیجان دارد که دیگر نمیتوانم تحمل کنم. این شدت احساسات و شور و شوق من به حدی است که گویا همه چیز در حال سوختن و شعلهور شدن است.
هوش مصنوعی: در حالتی که احساس وحدت و اتحاد دارم، هیچگونه اثر دوگانگی در من وجود ندارد. بوی خوشی که مانند غنچهای عطرآگین است، حس لذت و تروتازگی را در من به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: معنای من شامل اجزای بیرنگ و ناپیداست، مانند حبابی که به این اندازه سبکبال و دلشاد است. نوشتههایم نیز همین حال را دارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می چکد چون شمع آتش از زبان خامه ام
می کشد بر سیخ مرغ نامه بر را نامه ام
دوش چون نی سطر دردی میچکید از خامهام
نالهها خواهد پر افشاند ازگشاد نامهام
شمع را جز سوختن آینهدار هوش نیست
پنبهٔ گوشست یکسر سوز این هنگامهام
تا به کی باشد هوس محوکشاکشهای ناز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.