صورت خود ز تو نشناختهام
اینقدر آینه پرداختهام
گر فروغیست درین تیره بساط
رنگ شمعیست که من باختهام
رم آهو به غبارم نرسد
در قفای نگهی تاختهام
دوری یار و صبوری ستم است
آبم از شرم که نگداختهام
داغ تحقیق به تقلیدم سوخت
کاش پروانه شود فاختهام
بردهام بر فلک افسانهٔ لاف
صبح خیز از نفس ساختهام
شرم حیرت مژه خواباندن داشت
تیغها سر به نیام آختهام
فرصت ناز حباب آنهمه نیست
سر به بیگردنی افراختهام
هستی از خویش گذشتن دارد
یک دو دم با سر پل ساختهام
بیدل این بار که بر دوش من است
مژه تا خم شود انداختهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی روابط عاشقانه و احساسات درونی خود میپردازد. او به عدم شناخت از محبوبش اشاره میکند و میگوید که تلاشهایش برای درک این عشق بینتیجه مانده است. دوری از یار برای او رنجآور است و همواره در پی جلب توجه و عشق اوست. همچنین، شاعر به تب و تابهای درونیاش اشاره کرده و به تفکرات عمیق و دردهای ناشی از جدایی و عدم تحقق آرزوهایش میپردازد. در نهایت، او به شکوه و درد سفر عاشقانه خود مینگرد و از وابستگیاش به زیبایی و عشق میگوید.
هوش مصنوعی: من به اندازهای در آینه به تماشا نشستم که نتوانستهام چهرهات را درست بشناسم.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیای تاریک نوری وجود دارد، همانند شعلهای از شمع است که من آن را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه پرقدرت و متمرکزی که دارم، هیچ چیزی نمیتواند به من برسد و دنبالم بیفتد.
هوش مصنوعی: دوری یار و تحمل آن واقعاً سخت و دشوار است. از شرم و خجالت، این احساس را دارم که نتوانستهام به درستی با این وضعیت کنار بیایم.
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که به خاطر جستجو و تحقیقهای زیادم، همچون پروانهای بسوزم و به اوج برسم، اما در عوض، گویی که فقط قفسی برای یک فاختهام.
هوش مصنوعی: من داستانی بلند و پرباوری را دربارهی زود بیدار شدن، بر اوج آسمان نوشتهام و این داستان را از نفس خود ساختهام.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که شرم و شگفتی به قدری زیاد است که باعث میشود فرد از خواب آلودگی بیدار شود و به ابزارهای خود، که مانند تیغهای تیز هستند، نگاه کند. این بیت نشاندهندهی حالتی از آمادگی و توجه به زوایای پنهان زندگی است.
هوش مصنوعی: فرصت دلربایی مانند حباب، اینقدر دوام ندارد. من سرم را با افتخار بالا نگهداشتهام و به خودم میبالم.
هوش مصنوعی: وجود و هستی به انسان میآموزد که گاهی باید از خودگذشتگی کند. من برای مدتی کوتاه، با تمام وجودم پل ارتباطی با دیگران ساختهام.
هوش مصنوعی: بیدل، این بار سنگینی که بر دوشم گذاشتهام، مژهام را به قدری پایین آوردهام که خم شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.