به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم
ز اهل دل به جز آثار انس هیچ مخواه
رمیدهگیر رمیدن ز آهوان حرم
به خوان عهد و وفا خلق خاک میلیسند
نماند نام نمک بسکه شد غذای قسم
علم به عرصهٔ پستی شکست شهرت جاه
دمید سلسلهٔ موی چینی از پرچم
سخن اگر گهر است انفعال گویاییست
خموش باش که آب گهر نگردد کم
خیال خلد تو زاهد طویله آراییست
خری رهاکن اگر بایدت شدن آدم
بسا گزند که تریاق در بغل دارد
زبان سنگ تری خشکیش بود مرهم
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون تیغ را ز ریزش دم
غبار حاجت ما طرف دامنی نگرفت
یقین شد اینکه بلند است آستانکرم
خجالت است خرابات فرصت هستی
قدح زنید حریفان همین به جبههٔ نم
به خط جادهٔ پرگار رفتهایم همه
چو سبحه پیش و پس اینجا گذشته است ز هم
به یاد وصلکه لبریز حسرتی بیدل
که از نم مژهات ناله میچکد چو قلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به بررسی موضوعاتی چون عشق، وفا و یأس میپردازد. شاعر به جایگاه خود و احساسات عمیقش نسبت به معشوق میاندیشد و از پستی و بلندی زندگی سخن میگوید. او به آثار دلش اشاره کرده و از عبوس بودن زاهدان انتقاد میکند، تأکید دارد که رهایی از دنیا و عواطف دردمندانه انسانی، راهی برای دستیابی به سعادت نخواهد بود. در عین حال، بیدل به افکار و احساسات خود نسبت به وصال و حسرتی که از جدایی دارد، پرداخته و حسرت و اندوه را در لحظاتی از زندگیاش نمایان میسازد. در نهایت، شاعر در پی درک عمیقتری از زندگی است و میخواهد از قید و بندهای دنیوی آزاد شود.
هوش مصنوعی: هر کجایی که بروی و از وجود ناچیز نگاهی بیندازی، نامهای از ما با نشان مهر بر جا مانده است.
هوش مصنوعی: از افرادی که دلشان پاک و صمیمی است، جز نشانههای دوستی و محبت چیزی نخواه، زیرا فرار کردن از زیباییها مانند فرار از آهوانی است که در مکانی مقدس زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: مردم به یاد و وفای خود با یکدیگر، به قدری به خیانت و عدم وفا عادت کردهاند که دیگر نام وفا و صداقت فراموش شده است؛ به طوری که قسم و وعدهها به خوراکی معمولی تبدیل شدهاند و دیگر ارزشی ندارند.
هوش مصنوعی: دانش و معرفت در میدان زندگی، از موقعیتهای پایینتر و غیرمعتبر به راحتی عبور میکند و برتری خود را از طریق شهرت و معروفیت نشان میدهد، همانطور که رشتهای از موهای چینی به شکلی خاص و مشخص بر روی پرچم نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر سخن مانند گوهر ارزشمند است، باید در این عرصه با احتیاط عمل کنیم. بهتر است در مواقعی که چیزی برای گفتن نداریم، سکوت کنیم تا ارزش کلام کمتر نشود.
هوش مصنوعی: خواب و خیال بهشتی که تو در آن غرق شدهای، تنها مناسب کسی است که در دنیای مادی و عادی زندگی میکند. اما اگر میخواهی به مقام انسانیات برسدی، باید از این دنیا جدا شوی و رهایی را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در دل دردها و مشکلات، عامل نجات و درمان در کنارشان وجود دارد. مانند سنگی که به ظاهر خشک و بیفایده است، اما در واقع میتواند به عنوان مرهمی برای تسکین دردها عمل کند.
هوش مصنوعی: انسانی که دچار درد و رنج درون است، نیازی به آزار دیگران ندارد. او خود به اندازه کافی با مشکلاتش دست و پنجه نرم میکند و از زخمهایش درد میکشد.
هوش مصنوعی: غبار نیاز ما به دامن کسی نچسبید، به یقین میدانیم که درگاه کرم او بسیار بلند و بزرگ است.
هوش مصنوعی: شرم و حیا نداشته باشید، زیرا در این مکان شلوغ و پرهیاهو، فرصتی برای زندگی و لذت بردن وجود دارد. دوستان، بیایید با هم به این شادابی و زندگی پرداخت کنیم.
هوش مصنوعی: ما مانند دانههای تسبیح در مسیر دایرهای جاده پرگار حرکت کردهایم، به گونهای که زمان و گذشته از ما دور شده و همه چیز در همین لحظه وجود دارد.
هوش مصنوعی: در یاد وصال، بیدل به شدت حسرت میخورد و همچون قلم، اشکهایش از مژههایش میریزد و ناله میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه جویی آن ادبی که آن ادب ندارد نام
چه گویی آن سخنی که آن سخن ندارد چم
دژم شدهست مرا جان از آن دو چشم دژم
بخم شدهست مرا پشت از آن دو زلف بخم
لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شد
دلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم
مشعبد است غم عشق هر کجا باشد
[...]
همی روم سوی معشوق با بهار بهم
مرا بدین سفر اندر ،چه انده ست و چه غم
همه جهان را سر تا بسر بهار یکیست
بهار من دو شود چون رسم به روی صنم
مرا بتیست که بر روی او به آذرماه
[...]
خلاف بود همیشه میان تیغ و قلم
کنون به بخت ملک متفق شدند به هم
چگونه کلک که بر دشمنان و بر یاران
از اوست راحت و محنت از اوست شادی و غم
ضعیف جسم و تن خصم از او شده است ضعیف
[...]
نهاد زلف تو بر مه ز کبر و ناز قدم
کراست دست بر آن مشک گون غالیه شم
چو بود عارض تو لاله طبیعی رنگ
مگر نمود مرا عنبر طبیعی خم
بهاری روی تو از زلف تو فزون گشته ست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.