به شوخی زد طرب غم آفریدند
مکرر شد عسل سم آفریدند
نثار نازی از اندیشه گل کرد
دو عالم جان به یک دم آفریدند
به زخم اضطراب بسمل ما
ز خون رفته مرهم آفریدند
شکست عافیت آهنگ گردید
به هرجا ساز آدم آفریدند
جهان جوش بهار بینیازیست
به یک صورت دو گل کم آفریدند
به هرجا وحشت ما عرضه دادند
شرار و برق بیرم آفریدند
گل این بوستان آفت بهار است
شکست و رنگ توأم آفریدند
به تسکین دل مجروح بسمل
پر افشانده مرهم آفریدند
به پیری گریه کن کایینه ی صبح
برای عرض شبنم آفریدند
کریمان خون شوید از خجلت جود
که شهرت خاص حاتم آفریدند
چون ماه نو خم وضع سجودم
ز پیشانی مقدم آفریدند
نه مخموری نه مستی چیست بیدل
دماغت از چه عالم آفریدند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی تناقضات در زندگی میپردازد و از زیبایی و تلخیهای آن سخن میگوید. او به شوخی و شادیهایی که در آنها غم پنهان است، اشاره میکند و یادآور میشود که در کنار خوشیها، زخمها و اضطرابها نیز وجود دارند. با اشاره به طبیعت و بهار، رابطهٔ پیچیدهای بین زندگی و رنج را ترسیم میکند و میگوید که زیباییهای دنیا، به دنبال خود، درد و ناراحتی نیز به همراه دارند. همچنین به مفهوم جود و بخشندگی اشاره میکند و به انسانها یادآوری میکند که خون و نیکی باید در کنار هم باشند. در نهایت، او به عدم حالت خمار و مستی و جستجوی حقیقت در زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: با شوخی و شادی، غم و اندوهی به وجود آمد و بارها طعمی شیرین مانند عسل به تلخی و زهر تبدیل شد.
هوش مصنوعی: زیبایی و جاذبهای که از ذهن و فکر به وجود آمده، باعث شده که دو دنیا در یک لحظه جان بگیرند و زندگی جدیدی آغاز شود.
هوش مصنوعی: با درد و رنج ناشی از اضطراب ما، مرهمی از خون به وجود آوردند.
هوش مصنوعی: آسیب دیدن آرامش در هر کجا که آدمی را خلق کردند، به یک موضوع عادی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: جهان در حال شکوفایی بهار است و نیاز به تنها یک شکل ندارد، بلکه دو گل را کم آفریدهاند.
هوش مصنوعی: هر جا که ترس و وحشت ما را نشان دادند، شعلهها و نورهای بیخبر از روشنی به وجود آوردند.
هوش مصنوعی: گل این باغ نشاندهنده زیبایی بهار است، اما به طرز عجیبی از هم پاشید و رنگی که تو به آن بخشیدی را خلق کردند.
هوش مصنوعی: برای آرام کردن دل زخمی و دردمند، دارویی ساختهاند که نوعی پر پرواز را در خود دارد.
هوش مصنوعی: در پیری، اندوه خود را ابراز کن، زیرا صبحگاهان برای ظهور شبنم به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: نوعدوستان به خاطر شرم از بخشندگی، خون گریه میکنند؛ زیرا شهرت خاصیتی که حاتم داشت، به آنها نسبت داده شده است.
هوش مصنوعی: چون ماه نو، حالت سجدهام را به خاطر پیشانیام شکل دادند.
هوش مصنوعی: نه در حال مستی هستی و نه در حال خرابی، بیدل! ببین که ذهنت از چه دنیایی شکل گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برای خاطرم غم آفریدند
طفیل چشم من یم آفریدند
چو صبح آنجا که من پرواز دارم
قفس با بال توأم آفریدند
عرقگل کردهام از شرم هستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.