روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
آسوده شو ای آینه زنگار کهن شد
شبنم به چه امید برد صرفهٔ ایجاد
چشمی که گشودم عرق خجلت من شد
نشکافتم آخر ره تحقیقگریبان
فرصت نفسی داشتکه پامال سخن شد
تدبیر، علاج مرض ذاتیکس نیست
از شیشه شدن سنگ همان توبهشکن شد
حیرت نپسندید ز ما گرم نگاهی
بردیم در آن بزم چراغی که لگن شد
تنزیه ز آگاهی ما گشت کدورت
جان بود که در فکر خود افتاد و بدن شد
جز یأس ز لاف من و ما هیچ نبردیم
تار نفس از بسکه جنون یافت کفن شد
شب در خم اندیشه ی گیسوی تو بودم
فکرم گرهی خورد که یک نافه ختن شد
چون اشک به همواری ازین دشت گذشتم
لغزیدن پا راه مرا مهره زدن شد
گرد ره غربت چقدر سعی وفا دشت
خاکم به سرافشاند به حدیکه وطن شد
بیدل اثری بردهای از یاد خرامش
طاووس برون آ که خیال تو چمن شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در وجود و حال خود میپردازد و حسرت و خجالت را در مواجهه با چشمان خویش توصیف میکند. او از ناکامی در راستای شناخت حقیقت و درمان درد درونی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که آگاهی برخی از مسائل را نمیتوان تغییر داد. شاعر در اندیشیدن به محبوبش غرق میشود و از بیسرانجامی این افکار رنج میبرد. همچنین، غربت و تلاش بیفایدهاش برای وفاداری و برقراری ارتباط را بازگو میکند و در نهایت به زیبایی و خیال محبوبش اشاره دارد که هر لحظه تصویرش در زندهنگریهایش حس میشود.
هوش مصنوعی: در روز سیام، سایه به نوعی جزئی از بدن شد. اکنون ای آینه کهنه، بینگرانی باش که دیگر زنگار گرفتهای.
هوش مصنوعی: شبنم به چه امیدی، بر روی چشمی که به خاطر شرم و خجالت، همیشه بسته است، نشسته است.
هوش مصنوعی: در نهایت نتوانستم به طور کامل به جستجو و تحقیق بپردازم، زیرا فرصتی برای نفس کشیدن نداشتم و حرفها و سخنان دیگران بر من غالب شد.
هوش مصنوعی: تدبیر و فکر کردن نمیتواند بیماری اصلی کسی را درمان کند، همانطور که سنگ با شکستن در شیشه شدن، توبهاش را میشکند.
هوش مصنوعی: در آن مهمانی شگفتانگیز که همه چیز به هم ریخته و بینظم بود، ما با نگاهی عمیق و هوشمندانه به اطراف، رازهای پنهان آنجا را کشف کردیم و حیرت را از خود دور کردیم.
هوش مصنوعی: آگاهی ما از حقیقت بالاتر از آن است که در فهم ما قرار گیرد، زیرا ناپاکی روح انسان باعث میشود که در تفکر خود به دنیا و محدودیتهای آن بیفتد و از حقیقت فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: ما جز ناامیدی از ادعاهای خود چیز دیگری به دست نیاوردهایم و به خاطر شدت جنون، زندگیمان به یک جسم بیروح تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: در شب، به یاد موهای زیبای تو در فکر و خیال بودم و در میان افکارم به نتیجهای رسیدم که همچون یک سبد گل زیبا و دلانگیز شد.
هوش مصنوعی: به محض اینکه از این دشت با نرمی و احتیاط گذر کردم، پاهایم به قدری لغزید که انگار در حال بازی با تخته سنگها بودم.
هوش مصنوعی: در مسیر غربت، چقدر تلاش کردم که وفا و صداقت را از خود نشان دهم، تا جایی که خاکِ این زمین برایم به اندازهای عزیز شد که به وطنم تبدیل گردید.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بیدل به یاد زیبایی و حرکات طاووس اشاره دارد و میگوید که زیباییهای خیال تو، مانند چمن زار سرسبز و دلنشین شدهاند. در واقع، حرکتهای ظریف و دلربای طاووس، تأثیر عمیقی بر یادها و خاطرها گذاشته است و احساسات او را تحت تأثیر قرار داده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلفین تو پرحلقه و پربند و شکن شد
بند و شکن و حلقهٔ او توبه شکن شد
کارش همه فراشی و نقاشی بینم
فرّاش گل و لاله و نقاش سمن شد
آنکس که خبر یافت که مشک از ختن آرند
[...]
از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد
مستوری من توبه ی صد توبه شکن شد
در دیده بدل گشت سیاهی بسپیدی
نظاره که ریحان ترم برگ سمن شد
از باده ی صافم نگشاید دل روشن
[...]
تنها نه همین دشمنم آن عهد شکن شد
هر کس که باو دوست شدم دشمن من شد
گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
گوش همه کس محو غزل خوانی من شد
تا جیب گشادم که از آن نام برآرم
دیدم که صبا قاصد صد بیت حزن شد
هر دخل که می خواست کند دشمن حاسد
[...]
روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
شدطوطی چرخ آینه وواله من شد
هر مد فغان کز دل پردرد کشیدم
شد شاخ گل وسر خط مرغان چمن شد
در خدمت آیینه دل صرف شدی کاش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.