گنجور

 
ناصر بجه‌ای

یا وَصلُکَ غایةُ‌الأمانی

من هجر کرمنی امانی

وصل تو دهد به عاشقانت

سرمایه عمر جاودانی

مِن وَجهکَ نُورُ کلِّ حِینٍ

من... زینةُ‌الزّمانی

دور خط تو نمود ما را

از روی تو آفتاب ثانی

فی خَلقِکَ نادرٌ قَرینا

فی خُلقِکَ صاحبُ‌القرانی

در ذات تو ختم شد کماهی

خلق خوش و حسن و دلستانی

إن کُنتُ أریدُ عُمرَ خِضرٍ

مِل لَعَلِکَ ذِکرُهُ کَفانی

در لعل تو هر که بست اومیدد

نومید نشد ز زندگای

الفل (؟) نهام ادر فؤادی

مِن عِشقِکَ جرعه سقانی

آزاد بود دلش ز هر غم

آن را که تو مونس روانی

یَبقَی بِهَواکُمُ حیاتی

یَحیَی بِوَدادِکُم جَنانی

دل را غم عشق جان‌گدازت

خوش‌تر ز هزار شادمانی

بر روی تو فتنه گشت ناصر

از روی تو آفتاب ثانی

 
 
نسکبان اندروید
مجیرالدین بیلقانی

مگذار که نالم از غم تو

در حضرت پهلوان غازی

عطار

سودازدگان دین و دنیی

هرگز شنوند این سخن نی

کمال‌الدین اسماعیل

ای باد صبا خبر چه داری؟

از زلف بتم اثر چه داری؟

از غمزۀ او دلم جدانیست

زان بیماران خبر چه داری؟

گر مردم چشم من نیی تو

[...]

عراقی

رأیت ربیبعین ربی

فقلت من انت؟ فقال انتا

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه