گنجور

 
ناصر بجه‌ای

اگر رضوان جمالت را بدیدی

قلم بر حسن حورالعین کشیدی

گر اسکندر بدیدی خاک پایت

دگر در آب حیوان ننگریدی

و گر دیدی زلیخا صورت تو

کجا چندان غم یوسف کشیدی

شدی چون چشم تو سرمست و مخمور

اگر بویت به لعل و گل رسیدی

مسیح از معجز خود توبه کردی

اگر آوازه لفظت شنیدی

و گر چرخت چو من طالب نبودی

چرا از هیچ گونه نارمیدی

مشوش کی بدی حال دل من

اگر زلف تو را چشمم ندیدی

اگر با ما قرارش راست بودی

قرار از جان ناصر کی رمیدی

 
 
نسکبان اندروید
انوری

دلم بردی نگارا وارمیدی

جزاک‌الله خیرا رنج دیدی

به جان چاکرت ار قصد کردی

بحمدالله بدان نهمت رسیدی

خطا گفتم من از عشقت به حکمت

[...]

عراقی

چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟

که ناگه دامن از من درکشیدی

چه افتادت که از من برشکستی؟

چرا یکبارگی از من رمیدی؟

به هر تردامنی رخ می‌نمایی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه