گنجور

 
ناصر بجه‌ای

آمدی لطف بی‌کران کردی

بنده را باز شادمان کردی

حجره من ز عکس چهره تو

غیرت باغ و بوستان کردی

آستانم به فر مقدم خود

برتر از طاق آسمان کردی

آن چه جانم ز تو طمع می‌داشت

از بزرگی یکان یکان کردی

آن چه با بندگان ملوک کنند

بر من دلشکسته آن کردی

تا فکندی تو سایه بر سر من

بر جهانم خدایگان کردی

به دو بوسه چو خضر ناصر را

صاحب عمر جاودان کردی

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

مهترا از بزرگی آن کردی

که در آفاق داستان کردی

شب من بر فروختی چون روز

روز بر من چو بوستان کردی

رتبت قدر من به دولت خویش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
عطار

درج یاقوت درفشان کردی

دیو بودی و قصد جان کردی

شکری خواستم از لعل لبت

هر دو لب را شکرستان کردی

گفتم این لحظه یافتم شکری

[...]

سلطان ولد

پاره ‌ ای گوشت را زبان کردی

سیل حکمت از او روان کردی

شاه نعمت‌الله ولی

رفتی ای خواجه و زیان کردی

عرض خود در سر زبان کردی

باز گفتی زنان چنین گفتند

از زبان زنان زیان کردی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه