من آوردم در این عالم طریق عشق ورزیدن
به گرد کوی مهرویان چو گرد کعبه گردیدن
ملامت میکند عقلم که پیوند از بتان بگسل
به شمشیر اجل نتوان مرا زاین قوم ببریدن
غذای عاشقان چبود غم عشق بتان خوردن
دوای بیدلان چبود ز خوبان درد برچیدن
حیات جان و قوت دل تو دانی چیست در عالم
شراب لعل نوشیدن عقیق یار بوسیدن
بپیچد در بر من جان بسوزد در بر من دل
چو از باد صبا آید سر زلفش بجنبیدن
چنانه همراه خوبانم که چون یاد آورم زایشان
روانم در نشاط آید تنم آید به رقصیدن
اگر من دوست میدارم جمال شاهدان شاید
که حقم دوست میدارد جمال شاهدان دیدن
نورزم همچو ناصر جز که عشق دلبران گر چه
ملامت میکند دشمن مرا در عشق ورزیدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملامت میکند دشمن مرا در عشق ورزیدن
به چشم عاشقان باید جمال شاهدان دیدن
نگردانند بدگویان مرا دور از نکورویان
به آواز سگان نتوان ز کوی دوست گردیدن
میان خلق میباید که عاشق راز نگشاید
[...]
ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن
چه سود از دیدن بستان، چه نتوان میوه ای چیدن؟
اگر دزدیدن جان می نخواهی، چیست از شوخی
به هنگام خرامش خویش را صد جای دزدیدن؟
دلی کو عاشق شمعی بود سوزد چو پروانه
[...]
نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدن
نمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن
اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشد
به هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن
دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشی
[...]
میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
ازان رخسار در ایام خط گل می توان چیدن
گشودم بی تأمل دیده بر دنیا، ندانستم
که دیدن های رسمی دارد از دنبال وادیدن
جواهر سرمه بینش بود ارباب دولت را
[...]
در دل میگشاید، چشم از اغیار پوشیدن
کلید قفل دل باشد، نگه بر خویش دزدیدن
برای آفتاب حشر، از بیم تهیدستی
تواند سایه بید تو شد بر خویش لرزیدن
بجنگ خویشتن برخیز، تا با دوست بنشینی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.