همیشه سنبلت عنبرفشان باد
قد چون سرو تو دائم روان باد
به رسم بندگان سلطان انجم
چو گردون در رکاب تو روان باد
خط سرسبز تو سلطان جان است
لب شیرین تو جان جهان باد
غباری کز سر کوی تو خیزد
خرد را توتیای چشم جان باد
کمند زلف مشکین تو پیوست
چو چشمت دلفریب و دلستان باد
کسی کاو با لبت یاد آرد از قند
ورا چون شمع آتش در دهان باد
هر آن کس کاو به بد در تو نظر کرد
مژه در چشم او همچون سنان باد
مرا کم عشق تو زد در دل آتش
عقیق نوش تو آتشفشان باد
ز فر طلعتت کاشانه من
چو رویت گلستان گلستان باد
به وصف من همیشه شعر ناصر
چو شیرین لعل تو گوهرفشان باد
چنان کت من (کذا) دائم در رکاب است
وفا با چشمت ای جان همعنان باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهنشاهی و نامش جاودان باد
تنش آسوده و دل شادمان باد
حسودش بستهٔ بند جهان باد
چو گردد دوست بستش پرنیان باد
چه گویم هرچه گویم بیش ازآن باد
که رحمت بر چنان کام و زبان باد
همیشه تازمین وآسمان باد
شکوه پادشاه کامران باد
سرشاهان پناه تاجداران
که ازملکش تمتّع جاودان باد
سرتیغش جهانراجان ستان شد
[...]
جهان محکوم سلطان جهان باد
فلک مامور شاه کامران باد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.