گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار

در عهد شهنشه خردمند

کز لطف علاج ملک جم کرد

شاهنشه پهلوی کزین ملک

معدوم طریقهٔ ستم کرد

آن شاه که احترام نامش

ما را به زمانه محترم کرد

زآن‌ لحظه که تکیه زد بر اورنگ

شورش بجهید و فتنه رم کرد

آباد به کشوری کِش ایزد

چونین سر و سروری کرم کرد

شهری که ز بضعهٔ پیمبر

صد فخر به روضهٔ ارم کرد

می‌خواست مریض‌خانه و ایزد

این منقصتش ز مهر کم کرد

بن فاطمه فاطمی محمد

کایزد به فضیلتش علم کرد

آسایش و احتیاج قم را

این نقشهٔ خیر مرتسم کرد

مارستانی ز راه خیرات

آن دانشمند محتشم کرد

شایسته مریض‌خانه‌ای ساخت

باغی به مریض‌خانه ضم کرد

پس کلک «‌بهار» سال آن را

«‌خیرات محمدی‌» رقم کرد

 
 
شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدی به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
نظامی

کُردی خرکی به کعبه گم کرد

در کعبه دوید و اُشتلُم کرد

ابن عماد

عزم سر کوی آن صنم کرد

آهنگ حریم آن حرم کرد

ایرج میرزا

بیچاره خر آرزوی دُم کرد

نایافته دُم دو گوش گُم کرد

علی اشتری

هر شاخه گل که قد علم کرد

بازش به اشاره پشت خم کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه