عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
باشدکشی بخواند وآمرزش آورد
ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من
شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد
گر عیبی اندر آن نگری عیبپوش باش
زبرا تو زود بگذری، این نیز بگذرد
با این همه معانی و این سبک و انسجام
چشم حسودکورکه جز عیب ننگرد
با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مرور زمان و گذران عمر اشاره میکند و از خواننده میخواهد تا کتابش را بخواند و برای او آمرزش طلب کند. او بر این باور است که ممکن است در اثرش عیوبی وجود داشته باشد، ولی از خواننده میخواهد که با نگاه مثبت و مهربانانه به آن بنگرد. همچنین، او از رنجهای مردگان میگوید و بر اهمیت مروت و احترام به آنها تأکید میکند، زیرا آنها دیگر پاسخگوی انتقادات نیستند. در نهایت، شاعر به زیبایی معانی و انسجام اثرش اشاره میکند و به حسودان میآموزد که فقط عیبجویی نکنند.
هوش مصنوعی: عمری از انسان گذشت و تنها این کتاب باقی ماند. امیدواریم که با مطالعه آن، انسانها آمرزش و بخشش را به دست بیاورند.
هوش مصنوعی: ای دوست عزیز، تو که کتاب من را خواندی، شاید برای تو صد عیب در آن پیدا شده باشد.
هوش مصنوعی: اگر در کسی عیبی دیدی، سعی کن که عیب او را نپوشانی و از آن بگذری، زیرا این هم به حال خودش سپری میشود و گذراست.
هوش مصنوعی: با وجود تمام این معانی و سبک و انسجام، چشم حسود فقط به عیبها نگاه میکند و چیزی جز نواقص را نمیبیند.
هوش مصنوعی: با مردگان با ادب و احترام رفتار کنید، زیرا آنها دیگر در میان ما نیستند که به شما پاسخ دهند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد پرّ و بیوکند مویِ زرد،
کابوک را نخواهد و شاخ آرزو کند
وز شاخ سوی بام شود باز گردگرد
مشکین شود چو باد بزلف تو بگذرد
عاشق شود کسیکه بروی تو بنگرد
بر غالیه بماند بر عارض تو باد
گاهش برو بمالد و گه باز بسترد
گر پشت یابد از رخ تو لاله بشکفد
[...]
جز سوی نام نیک خردمند ننگرد
نام نکو بماند و این عمر بگذرد
سالار لولیان را گفتم برای خرد
از میخ هجو من خر خمخانه را بدرد
گفتا که میخ هجو تو . . . ون خوار آنخرست
. . . ون ما چی خاردان بره کش حرب فشرد
خر فرد بود میره با سهل دیلمی
[...]
ای از عدد یکی به هنر صدهزار مرد
دارند معطیان ز عطاء تو پیش خورد
از رشگ حرمت تو بزرگان مملکت
چون صبح و شمس بارخ زردند وبادسرد
از اولیای دولت در هیچ روزگار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.