گنجور

 
آذر بیگدلی

دردی دارم که گفتنی نیست

ور گفته شود شنفتنی نیست

باغی است دلم ز داغت، اما

باغی که گلش شکفتنی نیست

داند همه کس غمم، که عشقت

گنجی است، ولی نهفتنی نیست

افسانه ی وصل تا نباشد

چشمم شب هجر خفتنی نیست

گردی است در آستانت آذر

اما گردی که رفتنی نیست

 
 
نسکبان اندروید
عمادی شهریاری

مهر تو ز سینه رفتنی نیست

در درد تو دیده خفتنی نیست

حالی که مرا ز عشق تو هست

دانستنی است گفتنی نیست

فریاد ز گلبن وصالت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه