ناگهی بهلول را خشکی بخاست
رفت پیش شاه ازوی دنبه خواست
آزمایش کرد آن شاهش مگر
تا شناسد هیچ باز از یکدیگر
گفت شلغم پاره باید کرد خرد
پاره کرد آن خادمیش و پیش برد
اندکی چون نان و آن شلغم بخورد
بر زمین افکند و مشتی غم بخورد
شاه را گفتا که تا گشتی تو شاه
چربی از دنبه برفت اینجایگاه
بی حلاوت شد طعام از قهر تو
میبباید شد برون از شهر تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره بهلول است که به نزد شاه میرود و از او دنبه میخواهد تا آزمایشی از او بگیرد. او در حین آزمایش، شلغم را پاره کرده و به شاه نشان میدهد که با قهر و خشم او، طعم غذاها نیز بیحلاوت میشود. بهلول به شاه میفهماند که همچنان که دنبه در فرآیند غذا بیفایده شده، رفتارهای او هم به طعم زندگی مردم آسیب میزند و باید از شهر بیرون برود تا زندگی دوباره رنگ و بوی لازم را به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: ناگهان بهلول به خشکی دچار شد و برای رفع مشکلش به نزد شاه رفت و از او درخواست دنبه (چربی) کرد.
هوش مصنوعی: برخی از افراد در تلاشند تا از یکدیگر تمایز و تفاوتهایشان را بشناسند، شاید این آزمایشهایی که انجام میدهند به شناخت بهتر آنها از یکدیگر کمک کند.
هوش مصنوعی: شخصی گفت که باید شلغم پاره کرد تا بتوانیم از آن استفاده کنیم، و آن خادم هم شلغم را پاره کرد و کار را ادامه داد.
هوش مصنوعی: کمی نان و شلغم خورد و سپس آنها را بر زمین انداخت و مشتی غم را چشید.
هوش مصنوعی: به پادشاه گفته میشود که وقتی به مقام شاهی رسیدی، از زندگی پر رونق و چاقی چربی بر گلویت رفته و به این جایگاه از عیش و خوشی نرسیدی.
هوش مصنوعی: غذای زندگی بدون مهر و محبت تو خوشمزه نیست؛ بنابراین، باید از این شهر و از نزد تو دور شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.