کرد محمود از برای احترام
یک شبی آزاد بسیاری غلام
گفت خواهی ای ایاز اینجایگاه
تاکند آزادت امشب پادشاه
دست زد در زلف ایاز ماهروی
حلقهٔ بگرفته از زنجیر موی
گفت اگر مردی چه باشی غرقه تو
جانت را آزاد کن زین حلقه تو
ای شده زلف مرا حلقه بگوش
خویش را آزاد کن چندین مکوش
شیوهٔ معشوق خون خوردن بود
وین ز فرط دوستی کردن بود
دوستی باشد همه در پوستش
دوست دارد آنکه داری دوستش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: محمود در شبی به ایاز فرصت آزادی میدهد و به او میگوید که میتواند از حلقهای که در زلف اوست آزاد شود. ایاز از محمود میخواهد که خود را از این حلقه آزاد کند و بر دوستی و عشق خود تأکید میکند. او به محمود میآموزد که هر دوستی باید با صداقت و محبت همراه باشد و به این ترتیب، مفهوم واقعی عشق و دوستی را به تصویر میکشد. در نهایت، دوستی را بر پایه فداکاری و درک متقابل توصیف میکند.
هوش مصنوعی: محمود به احترام مهمانانش یک شب تعدادی از غلامان را آزاد کرد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ای ایاز، اینجا به تو میگویم که امشب میتوانم تو را آزاد کنم و پادشاهی را به تو هدیه دهم.
هوش مصنوعی: دست در زلف کسی زد که زیبایی چون ماه دارد، موی او مانند زنجیری حلقهوار به هم پیوسته است.
هوش مصنوعی: اگر مردی، خودت را از قید و بند رها کن و جانت را آزاد کن از این محدودیتها.
هوش مصنوعی: ای کسی که زلف من همچون حلقهای به گوش خود درآوردهای، لطفاً دست از این آزار بردار و مرا رها کن.
هوش مصنوعی: معشوق طوری رفتار میکرد که به خاطر دوست داشتنش، دل و جان را میگرفت و از عشق او، سختی و رنج میکشیدم.
هوش مصنوعی: دوستی باید به گونهای باشد که همه چیز را در نظر بگیرد و آن کسی که دوستش داری نیز باید توجه و محبت تو را احساس کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.