بیدلی را بود مالی بر کسی
در تقاضا رنج میدادش بسی
گرچه میرنجید مرد وام دار
زر بدودادن نبودش اختیار
چون خصومت در میان بسیارشد
بر دو خصم آن کار بس دشوار شد
بود درویشی به بیدل گفت خیز
تا بود در گردنش تا رستخیز
زر قیامت بهترت آید بکار
پس بدو بگذار و از وی کن کنار
گفت بیدل در قیامت من ازو
نقد نتوانم ستد روشن ازو
هیچ او فردا بمن ندهد خموش
زان شدم امروز با او سخت کوش
مرد گفتا می ندانم سر این
شرح ده تا این شکم گردد یقین
گفت چون هردو برآئیم از قفس
او و من هر دو یکی باشیم و بس
هر کجا توحید بنماید خدای
شرک باشد گر دوئی ماند بجای
در حقیقت چون من او و او منم
لاجرم آنجا نباشد دشمنم
لیک اینجا نیست توحید آشکار
زو ستانم چون زرم آید بکار
این زمانش زر ستانم بیشکی
بعد ازین هر دو شویم آنگه یکی
گر عدد گردد احد کاری بود
ورنه بی شک رنج بسیاری بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بیدل فردی بدهکار است که به خاطر قرضش در رنج و عذاب است. او با درویشی مواجه میشود که او را به ترک خصومت و خیانت کار خود دعوت میکند و به او یادآوری میکند که در روز قیامت، مال و دارایی به کارش نخواهد آمد. اما بیدل اصرار دارد که در این دنیا از وامدار خود جدا نشود، زیرا احساس میکند که در این دنیا توحید و یگانگی معنایی ندارد و برای بقا و دوام، نیاز به مال دارد. درویش میگوید که در قیامت همه چیز یکسان خواهد شد و در نهایت حقایق عمیقتری از توحید و یگانگی نمایان خواهد شد. در میانهی این گفتوگو، بیدل به تفاوتهای دنیوی و معنوی میان دو طرف اشاره میکند و اهمیت رنج و درک های عمیقتر را در این دنیا عنوان میکند.
هوش مصنوعی: بیدلی از کسی چیزی خواسته بود و این درخواست او را به زحمت انداخته و رنج میدهد.
هوش مصنوعی: اگرچه مردی که بدهکار است، ناراحت نمیشود، اما در دادن طلا و پول، اراده و اختیاری ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که درگیری و اختلافات میان افراد زیاد میشود، حل و فصل آن برای دو طرف درگیر بسیار سخت و دشوار خواهد بود.
هوش مصنوعی: یک درویش به بیدل گفت: برخیز تا در گردن تو، نشانهای از رستاخیز باشد.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، طلا و ثروت به درد نمیخورد، بنابراین بهتر است از آن بگذری و به دوری از آن فکر کنی.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من نمیتوانم از او حقیقتی دریافت کنم؛ چون حقیقت روشن از اوست.
هوش مصنوعی: هیچکس فردا به من چیزی نخواهد داد، بنابراین امروز باید با او به شدت تلاش کنم.
هوش مصنوعی: مردی گفت: من نمیدانم، توضیح این موضوع را بده تا این که دلایلش برای من واضح شود.
هوش مصنوعی: وقتی که هر دوی ما از قفس آزاد شویم، خودمان را یکی خواهیم دانست و بس.
هوش مصنوعی: هر جا که خداوند یگانگی و توحید را نشان دهد، نشانه شرک و دوگانگی وجود ندارد و اگر همچنان دوئی و دوگانگی باقی بماند، نشاندهنده وجود شرک است.
هوش مصنوعی: در واقع، چون من و او یکی هستیم، بنابراین در آنجا جایی برای دشمنی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اما در اینجا توحید (یگانگی خدا) به وضوح نمایان نیست. از او چیزی نمیگیرم زیرا وقتی به کار میآید، مانند زَر (طلا) است که فقط در مواقع خاصی مورد استفاده قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: در این زمان بهدست آوردن طلا را فراموش نخواهم کرد و بعد از این، هر دو ما به یکشکل میشویم.
هوش مصنوعی: اگر عدد واحدی به شمار بیاید، کار آسانی خواهد بود؛ وگرنه بدون شک، زحمت زیادی به دنبال خواهد داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.