گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
شمارهٔ ۵۷ به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
خیام

* آن بیخبران که دُرّ‌ِ معنی سُفتند،

در چرخ به انواعْ سخن‌ها گفتند

آگه چو نگشتند بر اَسرارِ جهان،

اوّل زَنَخی زدند و آخر خفتند!

بابافغانی

آن قوم که اسرار ازل بنهفتند

در پرده ی دل گوهر وحدت سفتند

گر غیرت آن نبودی و ترک ادب

آن نکته که بود گفتنی می گفتند

طالب آملی

آنانکه دل از غبار عشرت رفتند

آسوده در آغوش مصیبت خفتند

با چین جبین رخت کشیدند بخاک

چون غنچه به تکلیف صبا بشکفتند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه