پیمبر در شب معراج ناگاه
یکی دریای اعظم دید در راه
ملایک گردِ آن استاده خَیلی
گشاده هر یکی از دیده سَیلی
پیمبر گفت ای پاکان بیکبار
چرا گرئید پیوسته چنین زار
ز غیب الغیب چون فرمان بدادند
زبان در پیشِ پیغامبر گشادند
کز آنگه باز کین گردون خمیدست
خدا از نور ما را آفریدست
وز آنگه باز میگرئیم از آنگاه
بقومی ز امّتت کایشان درین راه
چنان دانند و در باری نباشند
که درکارند و در کاری نباشند
ندانند و ز پنداری که دارند
دران پندار عمری میگذرانند
بدین نقدی که تو داری و دانی
چگونه میکنی بازارگانی
اگر بودی غم دینت زمانی
نبودی هر دمت در دین زیانی
بکن کاری که اینجا مردِ کاری
که چون آنجا رَوی در زیرِ باری
دریغا سودِ بسیارت زیان شد
که راهت محو گشت و کاروان شد
دریغا عمرِ خود بر باد دادی
نه نیکو عمرِ خود را داد دادی
دگر از حق چه خواهی زندگانی
که قدر این قدر هم میندانی
کسی کو قدرِ یک جَو عمر نشناخت
بگنجی عمر نتواند سرافراخت
مده بر باد عمرت رایگانی
که بر بادست عمر و زندگانی
چنین عمری که گر خواهی زمانی
کسی نفروشدت هرگز بجانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، پیامبر در شب معراج دریای عظیمی را میبیند که فرشتگان دور آن ایستاده و گریه میکنند. پیامبر از آنها میپرسد چرا ناراحتند و فرشتگان پاسخ میدهند که انسانها نسبت به ارزش عمر و زندگی خود بیخبرند و در امور دنیوی غرق شدهاند. آنها از نادانی بشریت و عدم توجه به معنای زندگی و دین گلهمند هستند. پیامبر به دنیاگرایان هشدار میدهد که مسئولیت عمر خود را جدی بگیرند و از فرصتی که در دست دارند، بهرهبرداری کنند. در نهایت، تأکید میشود که زندگی با بیتوجهی به دین و حقیقت به باد میرود و ارزش واقعی عمر را کسی نمیداند که قدر آن را نشناخته باشد.
هوش مصنوعی: در شب معراج، پیامبر به طور ناگهانی دریای وسیعی را در مسیر خود مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: فرشتگان دور آن استاد بسیار تماشایی هستند و هر کدام از یک چشمه زیبایی مینگرند.
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود: ای پاکان، چرا همیشه اینقدر مظلوم و غمگین هستید و بیوقفه اشک میریزید؟
هوش مصنوعی: وقتی که از عالم پشت پرده فرمان صادر شد، زبانها در برابر پیامبر به سخن آمدند.
هوش مصنوعی: از زمانی که این فضا و دنیا به ما ظلم کرده، خداوند ما را از نور خودش آفریده است.
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، ما از آن لحظه باز میگردیم به گروهی از پیروانت، که آنها در این مسیر هستند.
هوش مصنوعی: برخی افراد میدانند و آگاهند، اما در عمل هیچ نقشی ندارند و کاری انجام نمیدهند.
هوش مصنوعی: آنها نمیدانند و به توهماتی که دارند، زندگی خود را سپری میکنند.
هوش مصنوعی: تو با این دانش و تجربهای که داری، میدانی چگونه باید در بازار تجارت عمل کنی.
هوش مصنوعی: اگر در حفظ دین خود سستی کنی، هر لحظه ممکن است به آن آسیب برسانی.
هوش مصنوعی: هر کاری که در این دنیا انجام میدهی، باید به گونهای باشد که وقتی به دنیای دیگر رفتی، تحت فشار و دشواری قرار نگیری.
هوش مصنوعی: متأسفانه، سود زیادی که میتوانستی از آن ببری، به زیان تبدیل شد. زیرا راهی که در آن گام بر میداشتی، به کلی ناپدید شد و تو در میان کاروانها گم شدی.
هوش مصنوعی: ای افسوس که عمر خود را تباه کردی، نه اینکه به خوبی از عمر خود بهره نبردی و آن را به درستی مصرف نکردی.
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که چه ارزشی دارد زندگی و از حقیقت چه میطلبی، پس از زندگی چه انتظاری داری؟
هوش مصنوعی: کسی که ارزش یک روز از عمرش را درک نکند، نمیتواند به مقام بلند زندگی دست یابد.
هوش مصنوعی: عمر و زندگی خود را بیهوده و به هدر نده، زیرا زندگی همواره در حال گذر و نابودی است.
هوش مصنوعی: زندگی به گونهای است که اگر بخواهی، هیچکس هرگز نمیتواند جانت را به چیزی بفروشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.