هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
آتش سودای خویش در دل و جان افکنی
جان و دل خسته را ز آرزوی خویشتن
گه به خروش آوری گه به فغان افکنی
گر به سر کوی خویش پردهٔ عشاق را
گل کنی از خاک و خون کار به جان افکنی
گر بگشایی ز بند گوهر دریای عشق
بی دل و جان صد هزار سر عیان افکنی
هر نفسی روی خویش باز بپوشی به زلف
تا دل عطار را در خفقان افکنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به بیان شور و شیدایی عاشقانه عطار میپردازد و عشق را به عنوان نیرویی آتشین و سرکش توصیف میکند که قادر است جان و دل را به ناله و فغان وادارد. شاعر از عشق میگوید که میتواند پردهها را کنار بزند، دلها را در کام خود بگیرد و حتی در دلهای خسته و آشفته امیدی بارد. از زلف و زیبایی معشوق سخن میگوید که به طور مداوم دل او را تحت فشار قرار میدهد و در نهایت، عطار خود را تسلیم این عشق بیپایان میبیند.
هوش مصنوعی: هر لحظهای که عشق را در دو دنیای وجودت گسترش میدهی، آتش شوق و آرزوی خود را در دل و جان مردم روشن میکنی.
هوش مصنوعی: دل و جان خسته از خواستههای درونی خود، گاه به تلاطم و هیجان در میآیند و گاه به ناله و شکایت میپردازند.
هوش مصنوعی: اگر در کوی خودت پرده عشق را کنار بزنی، هم از خاک و هم از خون بهرهبرداری میکنی و این کار به جانت آسیب میزند.
هوش مصنوعی: اگر دروازههای عشق را باز کنی و به عمق آن پی ببری، بیتردید دلها و جانهای شگفتانگیزی را خواهی دید که هر کدام ارزشمند و خاص هستند.
هوش مصنوعی: هر زمان که به خودت توجه کنی و خود را با زلفهای خود بپوشانی، میتوانی دل عطار را در تنگنا و درد قرار دهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.