هر زمان لاف وفایی می زنی
آتشی در مبتلایی می زنی
چون که جانی داری اندر مردگی
لاف نیکویی ز جایی می زنی
بوالعجب مرغی که کس آگاه نیست
تا تو پر بر چه هوایی می زنی
ماهرویی و ازین رو ای پسر
مهر و مه را پشت پایی می زنی
گفتهای کار تو را رایی زنم
من بمردم تا تو رایی می زنی
میزنم بر آتش عشق آب چشم
تا چرا راه چو مایی می زنی
بسکه کردم آشنا در خون دل
تا همه بر آشنایی می زنی
زخمه بر ابریشم عطار زن
گر به صد زاری نوایی می زنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و مشکلات آن میپردازد. او از فردی سخن میگوید که به وفا و نیکی اشاره میکند، اما در عمل رنج و درد ایجاد میکند. عشقش او را به آتش میزند و او به درد دل و اشک پناه میآورد. همچنین شاعر به تنهایی و آشناییاش با غم و زخمهای درون اشاره میکند و حسرتش را به خاطر عدم درک دیگران بیان میکند. این آلام و زخمها به نوعی به ارزش و قدرت هنر و بیان او در شرایط دشوار اشاره دارد.
هوش مصنوعی: هر بار که از صداقت و وفاداری صحبت میکنی، به کسی که در درد و رنج است آسیب میزنی.
هوش مصنوعی: وقتی که زندگی و روحی در وجودت هست، نباید از جایی که تنها در مرگ به نیکی میبالد، صحبت کنی.
هوش مصنوعی: عجب است که این پرنده هیچکس نمیداند که برای پرواز به کجا میخواهد برود.
هوش مصنوعی: تو با زیباییات به گونهای هستی که میتوانی خورشید و ماه را به نادیده گرفتن واداری.
هوش مصنوعی: تو گفتهای که نظر تو را جدی میگیرم، اما من به خاطر تو از زندگی و این دنیا گذشتهام.
هوش مصنوعی: من بر آتش عشق اشک میریزم تا ببینم چرا تو اینگونه راهت را میکنی.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و آشناییای که با دل خودم برای دیگران فراهم کردهام، حالا همه به من بیتوجهی و بیاحترامی میکنند.
هوش مصنوعی: اگر بر روی ابریشم زینت میزدی، گرچه با صد ناله و زاری باشد، همچنان صدای زیبا و دلنشینی تولید میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.