چارهٔ کار من آن زمان که توانی
گر بکنی راضیم چنان که توانی
داد طلب کردم از تو داد ندادی
گر ندهی داد میستان که توانی
گفته بدی من ندانم و نتوانم
داد تو دادن یقین بدان که توانی
گر به سر زلف دل ز من بربودی
باز ده از لب هزار جان که توانی
دل چه بود خود که جان اگر طلبی تو
حکم کنی بر همه جهان که توانی
ماه رخا پرده ز آفتاب برانداز
وین همه فتنه فرو نشان که توانی
جملهٔ آزادگان روی زمین را
بنده کن از چشم دلستان که توانی
جملهٔ دل مردگان منزل غم را
زنده کن از لعل درفشان که توانی
یک شکر از لعل تو اگر بربایم
عذر بخواهی به هر زبان که توانی
گر ز تو عطار خواست بوس و کناری
هیچ منه داو در میان که توانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عواطف و احساسات عاشقانهاش میپردازد و به محبوبش میگوید که هر کاری بخواهد میتواند انجام دهد. او از محبوب میخواهد که در برابر عشقش پاسخ مثبت دهد و اگر نتواند داد او را بدهد، لااقل از او چیز دیگری بگیرد. شاعر به قدرت محبوب اشاره کرده و به او میگوید که میتواند با یک اشاره، دلها را زنده کند و همه را تحت تاثیر قرار دهد. او همچنین به زبان استعاره از زیبایی محبوب و تاثیری که بر روی او و دیگران دارد، صحبت میکند و در انتها درخواست میکند که هیچ مانعی در میان نباشد.
هوش مصنوعی: وقتی که بتوانی، تدبیر کار من این است که با خوشحالی هر چه در توان داری انجام دهی.
هوش مصنوعی: من از تو حق و داد خواستم، اما تو ندادیدی. اگر نمیتوانی حقم را بدهی، لااقل قبول کن که میتوانی از من بگیری.
هوش مصنوعی: اگر بدیهایی که من گفتهام را ندانم و نتوانم به تو بگویم، بدان که تو میتوانی آنها را به من منتقل کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو با زلف دلربای خودم مرا از خود دور کردی، دوباره از لبانت هزار جان را به من بازگردان که تو میتوانی.
هوش مصنوعی: دل چه ارزشی دارد، اگر تو بخواهی میتوانی بر تمام جهان فرمان بگویی، حتی بر جان.
هوش مصنوعی: ای ماه، پرده را از روی آفتاب بردار و همه ی آشفتگیها را که میتوانی، آرام کن.
هوش مصنوعی: تمام آزادگان روی زمین را به درستی و بندهٔ عشق خویش کن، اگر که بتوانی به زیبایی دلربا بنگری.
هوش مصنوعی: همهٔ دلهای مردگان را از غم زنده کن، به وسیلهٔ لعل درخشانی که در اختیار داری.
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی و دلربایی تو چیزی بربایم، تو باید به هر زبانی که میتوانی، عذرخواهی کنی.
هوش مصنوعی: اگر عطار از تو خواست که بوسه و آغوشی بدهی، هیچگاه در میانه دوری نکن؛ چون تو میتوانی این کار را انجام دهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.