گنجور

 
عطار

گاهیم به لطف می نوازی

گاهیم به قهر می‌گدازی

در معرض قهر و لطف تو من

زان می‌سوزم که می‌نسازی

چون چنگ دو تا شدم به عشقت

بنواز مرا به دلنوازی

ای ساقی عشق جام در ده

کین توبهٔ ماست بس مجازی

این کار ازین بسی بهستی

گر توبهٔ ماستی نمازی

در ده می عشق تا زمانی

از سر بنهیم سرفرازی

زنار نهاد بر کشیدیم

در حلقه کنیم خرقه بازی

عطار خموش و غصه می خور

قصه چه کنی بدین درازی

 
 
نسکبان اندروید
جمال‌الدین عبدالرزاق

حسنی چو دعا به سر فرازی

زلفی چو قضا به دست یازی

طبع رخ اوست دل ربودن

رسم لب اوست دلنوازی

زنگی دو زلف کافر او

[...]

مجیرالدین بیلقانی

یا من بعیونه یوازی

حوراء رعت ربی الحجاز

ای کار لب تو دلنوازی

چون با من خسته دل نسازی؟

اکمام ملاحة و حسن

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
عمادی شهریاری

تا چند ز صحبت مجازی

تا کی سخنان نانمازی

خود قول بود به این دروغی

خود عشوه بود به این درازی

اکنون باری شکر فراخ است

[...]

اثیر اخسیکتی

ای عهد تو جمله نانمازی

مهر تو چو صبر من مجازی

در پای هزار محنت افکند

عشق تو مرا، بدست بازی

از زلف تو وام گرد گوئی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه