من کیم اندر جهان سرگشتهای
در میان خاک و خون آغشتهای
در ریای خود منافق پیشهای
در نفاق خود ز حد بگذشتهای
شهرگردی خودنمایی رهزنی
مفلسی بی پا و سر سرگشتهای
در ازل گویی قلم رندم نبشت
کاشکی هرگز قلم ننبشتهای
یک سر سوزن ندیدم روی دوست
پس چرا گم کردهام سر رشتهای
برهمی جوید دلم ناکشته تخم
کاشکی یک تخم هرگز کشتهای
کیست عطار این سخن را هیچکس
با دلی خاکی به خون بسرشتهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، عطار به گمگشتگی و سردرگمی خود در عالم هستی اشاره میکند. او خود را در دنیایی پر از نفاق و ریا میبیند و از عدم شناخت دوست واقعی و حقیقت رنج میبرد. عطار از سرنوشت خود و بلاتکلیفیاش در زندگی گلهمند است و آرزوی یافتن یک نشانه از حق را دارد. در نهایت، او با دلی آمیخته به خاک و خون به جستجوی حقیقت و پرهیز از فریبهای دنیا میپردازد.
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که در این جهان بیهدف و گمگشتهام، در میان خاک و خون غوطهور شدهام.
هوش مصنوعی: تو در نفاق و دورویی خود به جایی رسیدهای که از حد معمول فراتر رفتهای و در فریب و ریاکاری خود به شدت مداومت میورزی.
هوش مصنوعی: تو در میان شهر فقط در حال خودنمایی هستی، در حالی که به مانند یک دزد، تهیدستی را نشان میدهی که نه پا دارد و نه سر و مدام در حال سرگردانی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در آغاز وجود، قلمی بیملاحظه و بازیگوش چیزی نوشته است که ای کاش هرگز هیچ نوشتهای نمینوشت.
هوش مصنوعی: هرگز حتی یک لحظه هم نتوانستهام چهره محبوبم را ببینم، پس چرا به خودم اجازه دادهام که در این عشق و جستجوی او غرق شوم و حواس خود را گم کردهام؟
هوش مصنوعی: دل من در جستجوی عشق است، حتی اگر بارها در طلب آن ناکام بماند. ای کاش فقط یک دانه از کاشتن این امید و آرزو را تجربه کرده بودم، زیرا حسرت آن برایم دردآور است.
هوش مصنوعی: عطار که این سخن را میگوید، کیست؟ هیچکس جز او که دلی خاکی و آغشته به خون دارد، نمیتواند این حرف را بزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چیست جان در کار او سرگشتهای
دل جگر خواری به خون آغشتهای
گرچه مصباح و زجاجه گشتهای
لیک سرخیل دلی سررشتهای
لیک میخواهم من از تو کشتهای
هم به همراهش ز کشته پشتهای
عشق را باید ز جان بگذشته ای
روی دل از هر دو عالم گشته ای
حال کای ظالم حسین را کشتهای
پیکرش در خاک و خون آغشتهای
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.