چند باشم در انتظار تو من
فتنهٔ روی چون نگار تو من
خشکلب مانده نعل در آتش
تشنهٔ لعل آبدار تو من
وقت آمد که بر میان بندم
کمر از زلف مشکبار تو من
برقع از روی برفکن تا جان
پایکوبان کنم نثار تو من
گر جهان آمده است تا روزی
سر نهم مست در کنار تو من
گرچه آوردهای به جان کارم
تا به جان در شدم به کار تو من
بر من از صد هزار عزت بیش
آنکه باشم ذلیل و خوار تو من
شد قرارم که چند خواهد بود
چشم بر راه بیقرار تو من
تیره شد روز من چرا نکنم
دیده روشن به روزگار تو من
ترک کار فرید از آن گفتم
تا شوم فرد و یار غار تو من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، با بیان احساس شدید انتظار و longing، به عشق و معشوق خود اشاره میکند و از تشنگی و عطش خود برای وصال او سخن میگوید. او خود را در آتش التهاب عشق میبیند و بیان میکند که حتی در ذلت و خوارگی، افتخار قرب به معشوق را برتر از هر عزتی میداند. انتظار او به حدی است که آرزوی جمع شدن در کنار معشوق را به تصویر میکشد و در پی آن است که چگونه میتواند به او نزدیکتر شود. شاعر همچنین به تیرهروزی خود در غیبت معشوق اشاره میکند و نگران است که چه زمانی این حال و روز به پایان میرسد. در نهایت، او از امید به وصال میگوید و تمایل خود را برای رهایی از تنهایی و یافتن یار غار ابراز میکند.
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر باید در انتظار تو بمانم، در حالی که زیبایی و جذابیت تو من را به شدت مشغول کرده است.
هوش مصنوعی: من در انتظار و آرزوی لبهای آبدار و شیرین تو، دچار تشنگی و نیاز شدهام و به مانند نعل داغ در آتش، احساس خشکلبی میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی فرا رسد که برای تو از زیباییها و جذابیتهای تو آماده شوم و کمربند در میان ببندم.
هوش مصنوعی: پردهای که بر روی چهرهات کشیدهای را کنار بزن تا بتوانم با تمام وجود و عشق، جانم را فدای تو کنم.
هوش مصنوعی: اگر چه دنیا ممکن است با سرنوشت و روزی خود به ما روی آورد، ولی من در کنار تو خوشحالم و سرمست هستم.
هوش مصنوعی: هرچند که به جانم زحمت آوردهای، اما من به خاطر تو و برای انجام کارهای تو، به جان خودم مشغول شدم.
هوش مصنوعی: برای من ارزش و شرافتی که دارم، از صد هزار عزت بیشتر است، حتی اگر ذلیل و خوار تو باشم.
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم تا وقتی که به تو نرسم، چشم به راه و بیقراری خودم را ادامه دهم.
هوش مصنوعی: چرا روز من تاریک شده است؟ چرا من چشمم را به روشنی روزگار تو نمیدوزم؟
هوش مصنوعی: من به خاطر آن کار فرید را رها کردم تا بتوانم فردی شوم و دوست همیشگی تو باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.