کفر است ز بی نشان نشان دادن
چون از بیچون نشان توان دادن
چون از تو نه نام و نه نشان ماند
آنگاه روا بود نشان دادن
تا یک سر موی ماندهای باقی
این سر نتوانمت بیان دادن
چو تو بنماندهای تو را زیبد
داد دو جهان به یک زمان دادن
گر سر یگانگی همی جویی
دل نتوانی به این و آن دادن
دانی تو که چیست چارهٔ کارت
بر درگه او به عجز جان دادن
عطار چو یافتی ز جانان جان
صد جان باید به مژدگان دادن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مفهوم عشق و یگانگی میپردازد و بیان میکند که چگونه تلاش برای نشان دادن وجود به جز در حضور عشق واقعی، خالی و بیمعناست. عطار به این نکته میرسد که در غیاب شواهد واقعی از عشق، هر تلاشی برای ابراز آن بیفایده است. او به اهمیت تقدیم جان به معشوق و به دست آوردن وجود واقعی در عشق اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که تنها در درگاه محبوب است که انسان میتواند به حقیقت وجود خود دست یابد. در نهایت، عشق را یک نعمت میداند که شایسته است به زیبایی و شکوه آن پاسخ داده شود.
هوش مصنوعی: نشان دادن چیزی که خود نشانهای ندارد، کار درستی نیست؛ چون نمیتوان بیدلیل و بیپایه، نشانهای ارائه داد.
هوش مصنوعی: زمانی که دیگر از تو نشانی باقی نمانده، در آن صورت نشان دادن چیزها درست خواهد بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که حتی یک تار موی تو باقی مانده، نخواهم توانست این سر را توصیف کنم.
هوش مصنوعی: اگر تو باقی ماندهای، سزاوار است که دو جهان را به یکباره به تو بدهند.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال وحدت و یگانگی هستی، نمیتوانی دل را به این و آن بسپاری.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که چه باید بکنی تا مشکل تو در حضور او حل شود؟ باید با تسلیم شدن و از خود گذشتگی به او نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: وقتی عطار از محبوب واقعی خود بهرهمند شد، باید جانهای بسیاری را با مژدههای خوشی تقسیم کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.