مرکب لنگ است و راه دور است
دل را چکنم که ناصبور است
این راه بریدنم ، خیال است
وین شیوه گرفتنم غرور است
صد قرن چو باد اگر بپویم
هم باد بود که یار دور است
با این همه گر دمی برآرم
بی او همه فسق یا فجور است
دانی تو که سر کافری چیست
آن دم که همی نه در حضور است
بی او نفسی مزن که ناگاه
تیغت زند او که بس غیور است
بگذر ز رجا و خوف کینجا
چه جای خیال نار و نور است
جایی است که صد جهان اگر نیست
ور هست نه ماتم و نه سور است
مردی که بدین صفت رسیده است
دایم هم ازین صفت نفور است
همچون دریا بود که پیوست
لب خشک بماند از قصور است
این حرف ز بی نهایتی رفت
چون زین بگذشت زرق و زور است
یک ذرهگی فرید اینجا
بالای هزار خلد و حور است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس نارضایتی و تنهایی ناشی از دوری معشوق میپردازد. او میگوید که شرایط زندگی را سخت و دشوار مییابد و دلش از صبوری خالی شده است. با وجود فاصله، گویی تلاش برای وصال بیثمر است و هر کجا که میرود، غم و اضطراب همراه اوست. شاعر در عین حال اشاره میکند که در اینجا، نه آتش دوزخ وجود دارد و نه شادی بهشتی. او به عمق معانی هستی و ارزشهای معنوی اشاره میکند و از بینهایت و فراتر از دنیا میگوید. در نهایت، این شعر نشاندهنده پیچیدگیهای روحی و چالشهای معنوی است که انسان با آنها مواجه است.
هوش مصنوعی: دل را از خودم میرانم چون مرکب لنگی دارم که در مسیر طولانی نمیتواند برود و صبرم تمام شده است.
هوش مصنوعی: اینکه بخواهم از این راه بروم، فقط یک فکر است و این طرز رفتار من ناشی از غرور است.
هوش مصنوعی: اگر صد قرن هم مانند باد سفر کنم، باز هم همانند باد خواهد بود، زیرا یار من دور است و من به او نمیرسم.
هوش مصنوعی: اگر با وجود همه این شرایط، لحظهای بدون یار برآیم، زندگیام پر از گناه و فساد خواهد بود.
هوش مصنوعی: میدانی معنی کفر چیست؟ زمانی که تو به آنچه که در حضور حق و حقیقت است، توجه نداشته باشی.
هوش مصنوعی: بدون حضور او حتی نفس نکش، زیرا ممکن است ناگهان به تو حمله کند، او که بسیار حساس و غیرتی است.
هوش مصنوعی: از امید و ترس بگذر؛ زیرا در اینجا جایی نیست که خیال آتش و نور وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: مکانی وجود دارد که اگرچه صد دنیا نیز در آنجا نیست، اما در آن نه اندوهی وجود دارد و نه شادمانی.
هوش مصنوعی: مردی که به چنین ویژگی (دوری از غم و شادیهای دنیوی) رسیده، همیشه از همین ویژگی نفرت دارد.
هوش مصنوعی: انسانی که دچار چنین خصیصهای شده، مانند دریا میماند که همیشه در حال جوش و خروش است، اما به خاطر کوتاهی و ناتوانی خود، هیچگاه نمیتواند به ساحل برسد و از خشکی و کمبود رنج میبرد.
هوش مصنوعی: این سخن دربارهٔ بینهایت بهگونهای بیان میشود که وقتی از مفهوم عمیق آن عبور کنیم، تنها زرق و زور (ظاهر و فریب) باقی میماند.
هوش مصنوعی: فرید (که به احتمال زیاد اشاره به بهشت و زیباییهای آن دارد) در اینجا به یک ذره از خود اشاره میکند که در مقایسه با هزار بهشت و حورهای بهشتی، ارزش و عظمت بیشتری دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آن سایه نه کز چراغ دور است
آن سایه که آن چراغ نور است
آن سایه نه کز چراغ دور است
آن سایه که از چراغ نور است
ستر است و ستایر و ستور است
بردار حجاب اگر چه نور است
سرمایه راحت و سرور است
از سود و زیان دهر دور است
چوگان بکفش چو بر ستور است
موسی وعصا و کوه طور است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.