محلم نیست که خورشید جمالت بینم
بو که باری اثر عکس خیالت بینم
کاشکی خاک رهت سرمهٔ چشمم بودی
که ندانم که دمی گرد وصالت بینم
صد هزاران دل کامل شده در کوی امید
خاک بوس در و درگاه جلالت بینم
همچو پروانه پر و بال زنم در غم تو
گر شبی پرتو آن شمع جمالت بینم
جگرم خون شد از اندیشهٔ آن تا پس ازین
جان و دل خون شود و من به چه حالت بینم
تو مرا دم به دم اندر غم خود میبینی
من زهی دولت اگر سال به سالت بینم
خاک پای تو شدم خون دلم پاک مریز
نی بخور خون دل من که حلالت بینم
گر دهد شرح غمت خاطر عطار بسی
نشوم هیچ ملول و نه ملالت بینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق خود نسبت به معشوقهاش میپردازد. او آرزو دارد که بتواند حتی سایه یا اثری از جمال معشوق را ببیند و خود را خاک پای او میداند. شاعر در دل غم و اندوهی عمیق به سر میبرد و نسبت به بیخبری از دیدار معشوقش احساس درد میکند. در این عشق، حتی درد و رنج ناشی از فراق نیز به نوعی دارای ارزش است و او از اینکه دم به دم در فکر معشوق است، به خود میبالد. در نهایت، عطار اعلام میکند که اگرچه غم معشوقش سنگین و بیپایان است، اما این غم او را ملالتزده نمیکند.
هوش مصنوعی: من در جایی نیستم که بتوانم زیبایی تو را ببینم، اما امیدوارم بتوانم از تصویر خیال تو بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: ای کاش که غباری از مسیر تو، سرمهٔ چشمانم میشد تا هرگز ندانم که چه زمانی شانس دیدن تو را پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: در خیابان امید، صدها هزار دل که به کمال رسیدهاند را میبینم که به احترام در و درگاه جلال و عظمت تو خاک بوس میکنند.
هوش مصنوعی: مثل پروانه، به عشق تو پر و بال میزنم، هرگاه شبی روشنایی آن شمع زیباییات را ببینم، در غم تو ذوب میشوم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر فکر کردن به او به شدت ناراحت و افسرده شده است. از حالا به بعد، جان و دل من به خاطر این اندیشهها به درد میآیند و نمیدانم در چه وضعیتی قرار دارم.
هوش مصنوعی: تو همیشه در غم خود در کنار من هستی و من خوشبختم که اگر فقط یک سال یک بار هم تو را ببینم، برایم ارزشمند است.
هوش مصنوعی: من به قدری به تو عشق میورزم که خود را به خاک پای تو بدل کردهام و آرزو میکنم که دلbroken من را آبیاری نکنید. حتی اگر درد و رنج من را ببینی، باز هم تو را حلال میکنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مورد غم تو صحبت کند و آن را شرح دهد، من هیچگاه ناراحت نخواهم شد و هیچ گونه بیحوصلگی یا دلزدگی را احساس نخواهم کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یارب، آن روز بیابم که جمالت بینم
چند بر یاد جمالت به خیالت بینم
شاه حسنی و سپاه تو بلا و فتنه
جان کشم پیش و بدان جاه و جلالت بینم
چون بگنجم به دو لب بس بودم کاین تن خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.