من شراب از ساغرِ جان خوردهام
نُقل او از دست رضوان خوردهام
گوییا وقت سحر از دست خضر
جام جم پر آب حیوان خوردهام
لب فرو بستم، تو میدان کین شراب
با حریفی آب دندان خوردهام
تو مخور زنهار ازین مِی تا تویی
زآن که من زنهار با جان خوردهام
چون توییِ تو نمانَد آن گهی
نعرهزن زآن مِی که من زآن خوردهام
چون دریغ آمد به خویشم این شراب
لاجرم از خویش پنهان خوردهام
بر فراز عرش باز اشهبم
زقهها از دست سلطان خوردهام
دل چو در انگشتِ رحمان داشتم
شیر از انگشتِ رحمان خوردهام
در فرح زآنم که همچون غنچه من
این قدح سر در گریبان خوردهام
این زمان عطار گر نوشد شراب
زیبدش چون زهر هجران خوردهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حال و هوای خود پرداخته و از نوشیدن شرابی سحری میگوید که از جان و روح خود گرفته و آن را تجربه کرده است. او با اشاره به خضر و جام جم، ماهیت عمیق و معنادار این نوشیدنی را نشان میدهد و بیان میکند که این تجربه را تنها با درونیترین خود کرده و آن را از دیگران پنهان کرده است. شاعر همچنین نگران است که دیگرانی با درک نادرست از این شراب، آن را مصرف کنند، چرا که وی بهواسطهٔ هجران و جدایی، طعم آن را با درد و غم آمیخته است. در نهایت، او از این میگوید که دیگر نمیتواند با این رنج درونی کنار بیاید و به نوعی با آن زندگی میکند.
هوش مصنوعی: من از جام جان نوشیدهام و داستان او را از دستان فرشتهٔ خوشبختی شنیدهام.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد در زمان سحر من از خضر، نگهبان رازها و علم، جرعهای از جام جادو را نوشیدهام که آبی از حیات را فراهم میکند.
هوش مصنوعی: من سکوت کردم و تو میدانی که این نوشیدنی را با کسی شریک شدم که دندانهایش را شسته است.
هوش مصنوعی: برای نوشیدن این می، خود را محافظت کن، زیرا تو هنوز به آن تعلق نداری، در حالی که من از جانم نیز در این می فرورفتهام.
هوش مصنوعی: وقتی تو هستی، دیگر چیزی باقی نمیماند که از آن به سراغش بروم. من از آن چیز که تو هستی نوشیدهام و دیگر نیازی به فریاد زدن ندارم.
هوش مصنوعی: چون دیدم شراب برای خودم خوب نیست، به همین خاطر آن را از چشم دیگران پنهان نوشیدم.
هوش مصنوعی: من بر بالای عرش نشستهام و به خاطر زورگویی و تسلط سلطان، از باختن و درد به خود میپیچم.
هوش مصنوعی: دل من به لطف و رحمت خداوندی بسته است و از شیرینیهای زندگی نیز بهرهمند شدهام.
هوش مصنوعی: من در شادی و خوشحالی از این موضوع آگاه هستم که مانند یک غنچه، این لیوان را در آغوش خود گرفتهام.
هوش مصنوعی: عطار در حال حاضر با نوشیدن شراب، شایسته است، زیرا من طعم تلخ جدایی را چشیدهام و این شراب برایم خوشایندتر از آن تلخی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دوش جام وصل جانان خوردهام
بادهها از ساغر جان خوردهام
جای آن است ار نگنجم در جهان
زآن که جام از دست جانان خوردهام
جان همینازد ز لفظ عذب من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.