هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید
یاران موافق را از خواب برانگیزید
یاران همه مشتاقند در آرزوی یک دم
می در فکن ای ساقی از مست نپرهیزید
جامی که تهی گردد از خون دلم پر کن
وانگه می صافی را با درد میامیزید
چون روح حقیقی را افتاد می اندر سر
این نفس بهیمی را از دار در آویزید
خاکی که نصیب آمد از جور فلک ما را
آن خاک به چنگ آرید بر فرق فلک ریزید
یاران قدیم ما در موسم گل رفتند
خون جگر خود را از دیده فرو ریزید
عطار گریزان است از صحبت نا اهلان
گر عین عیان خواهید از خلق بپرهیزید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از دوستان و همفکرانش دعوت میکند تا بیدار شوند و به خوشگذرانی بپردازند. او به ساقی میگوید که از ریختن می دریغ نکند و جام را با درد و احساس پر کند. در ادامه، به چالشهای زندگی و تلخیها اشاره میکند و غم از دست دادن یاران قدیمیاش در این مسیر را ابراز میکند. همچنین، عطار به دوری از نااهلان و جدا شدن از جمعهای بد اشاره میکند و بر اهمیت انتخاب یاران خوب تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: به هنگام صبح، ای دوستان همدل، بیدار شوید و یاران همفکر را از خواب بیدار کنید.
هوش مصنوعی: دوستان همه در انتظار یک لحظه هستند تا جرعهای شراب بنوشند. ای ساقی، از مست کردن پرهیز نکن.
هوش مصنوعی: جامی که خالی شده از درد و رنج دل من را پر کن و سپس شراب صاف را با این دردها ترکیب کن.
هوش مصنوعی: زمانی که روح واقعی در وجود انسان به جوشش میافتد، این نفس حيوانی و مادی باید از زندگی حذف شود.
هوش مصنوعی: خاکی که به ما رسیده، نتیجه ناعدالتیهای دنیا است. آن خاک را در دست خود داریم و بر سر آسمان میریزیم.
هوش مصنوعی: دوستان قدیمی ما در فصل گل و زیبایی رفتند و حالا باید از درد دل خود اشک بریزیم.
هوش مصنوعی: عطار از گفتگو با افرادی که لایق نیستند، دوری میکند. اگر به حقیقت و واقعیت خالص نیاز دارید، باید از مردم عادی دوری کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.