|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف عشق و دلدادگی میپردازد و این احساس را به عنوان تنها امید و آرامش زندگی معرفی میکند. شاعر expresses میکند که خوشبختی واقعی در این است که معشوق، یعنی جانان، همان کسی باشد که تمام دردها و آرزوها را درمان میکند. او اشاره میکند که ارتباط با معشوق، انسان را از درگیر شدن با ایمان و کفر رهایی میبخشد و عشق میتواند به نوعی آزادی و دیوانگی مبدل شود. در نهایت، شاعر به محبت و شستوشوی فکر و دل در عشق اشاره میکند و میخواهد هر موضوعی که در زندگی وجود دارد، به معشوق وابسته باشد.
هوش مصنوعی: خوشا کسی که محبوبش تو هستی و خوشا کسی که برای دردش تو درمانی.
هوش مصنوعی: انسان باید جان خود را فدای عشق کند و به مسیری برود که مقصد آن شما هستید.
هوش مصنوعی: کسی که عملش نه به خاطر ایمان است و نه به خاطر کفر، در واقع سرنوشتش به تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: فرزانگی و عقل را به زنجیر کشیدهاند و حالا دیوانهای شدهاند که تو خود باید زنجیر او را به حرکت درآوری.
هوش مصنوعی: در عشق باید جستجو کنی و خود را پاکسازی کنی، شاید تو کسی باشی که در این بازی مرکز توجه قرار میگیری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا دردیست درمانش تو باشی
مرا جانیست جانانش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
خوشا آن دل که دلدارش تو گردی
[...]
زهی جانی که جانانش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی
قدم سازند از سر عاشقانت
در آن راهی که پایانش تو باشی
بزخم تیغ دشمن طالب دوست
[...]
خوشا آن دل که جانانش تو باشی
خنک باغی که ریحانش تو باشی
به رشک آید قد طوبی در آن باغ
که سرو ناز پستانش تو باشی
علاج درد بی درمان نجوید
[...]
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
خوشا جانی که جانانش تو باشی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.