تجلی العشق فی کل المجالی
بوجه جل عن وصف الجمال
نیاید شرح حسنش در عبارت
کجا در قال آید ذوق حالی
درآمد یار در کوی خرابات
قدح در دست و مست و لاابالی
بهر صورت نمود او رخ بطوری
چو ظاهر شد باوصاف کمالی
ز عالم فتنه و آشوب برخاست
چو شاه عشق شد برملک والی
ندارم جز خیال زلف و رویش
کسی مونس در ایام و لیالی
اسیری را بهشیاری چکارست
چو هست او مست جام لایزالی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که توصیف زیبایی او فراتر از کلمات است. شاعر میگوید که معشوق با حضورش در کوی خرابات، ناز و بیخیالی را به تصویر میکشد و زیباییاش به گونهای است که هر کس نشاط و شور را در وجودش احساس میکند. او به عشق و شور و حالوهوای عاشقانه میپردازد و بیان میکند که در این عشق، تنها تصویری از زلف و چهره معشوق باقی مانده است. در نهایت، نویسنده اشاره میکند که در عالم عشق، حتی در مستی، چیزی جز خیال او و زیباییاش برای عاشق باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: عشق در تمام عرصهها نمایان است و جلوهاش چنان است که از بیان زیبایی فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی او آنقدر عمیق و خاص است که نمیتوان آن را به کلمات توضیح داد؛ در واقع، زیبایی او فراتر از آن است که تنها با گفتهها و نوشتهها بیان شود.
هوش مصنوعی: دخالت محبوب در محلهی خوشگذرانی، در حالی که جامی در دست دارد و سر مست و بیخیال است.
هوش مصنوعی: به هر حال، چهرهاش به گونهای نمایان شد که با ویژگیهای کمالش هماهنگ بود.
هوش مصنوعی: از دنیای ناآرامی و آشفتگی، هنگامی که پادشاه عشق بر تخت سلطنت نشسته است.
هوش مصنوعی: جز خیال و یاد زلف و چهرهاش، کسی را ندارم که در روزها و شبهایم همراهم باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در بند اسیری باشد، چه نیازی به بیداری و آگاهی دارد، وقتی که او در حال نشئگی از می ناب است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنین زرد و نوان مانند نالی
نکردهستم غم دلبر غزالی
نه آنم من که خنبانید یارد
مرا هجران بدری چون هلالی
نه مالیده است زیر پا چو خوسته
[...]
نگر تا از بلای او ننالی
که گر نالی ز ناله بر محالی
الا تا بر زمین و بر حوالی
ز دیبا گسترد نیسان نهالی
مبادا گیتی از دو شاه خالی
ز شه بونصر و خسرو بوالمعالی
ز هر دو خصم پست و دوست عالی
[...]
مرا وقتی خوشست امروز و حالی
قدحها پر کنید و حجره خالی
که داند تا چه خواهد بود فردا
بزن رود و بیاور باده حالی
رهی دلسوزتر از روز هجران
[...]
بنانک مستعد بالنوال
و شأنک غالب فی کل حال
تو آن شاهی که اقلیم خرد را
خجسته طالع و فرخنده فالی
و امرک لو خصصت به الثریا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.