گنجور

 
 
نسکبان اندروید
باباافضل کاشانی

کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود

آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود

پروای نوشتن بسی نیز نداشت

دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود

شیخ بهایی

حل هر نکته که بر پیر خرد مشکل بود

آزمودیم، بیک جرعه ی می حاصل بود

کلیم

ساز تو همیشه غم فزای دل بود

سرتاسر نغمه ات همه باطل بود

باد نفست گلشن آهنگ ندید

چون آب بهرزه رفته بیحاصل بود

واقف لاهوری

امشب که به من غم تو هم‌منزل بود

کار من بیچاره بسی مشکل بود

هر آه که خاست بود دودی ز جگر

هر اشک که ریخت پارهٔ دل بود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه