به خدایی که بذل جان او را
پایهٔ اولین احسانست
کمترین پایه لطف و صنعش را
باد نوروز و ابر نیسانست
که مرا در فراق خدمت تو
زندگانی و مرگ یکسانست
از هر آسانیی که بیتو بود
خاطر و طبع من هراسانست
میکشم در فراق سختیها
هجر یاران به گفتن آسانست
دل و جان تا مقیم خوارزمند
وای بر تن که در خراسانست
خوشدلی در جهان طمع کردن
هم ز سودای طبع انسانست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش خداوند میپردازد و بر پایهی احسان و لطف او تأکید میکند. او از بیتابی و سختیهای ناشی از فراق محبوب سخن میگوید و از اینکه زندگی و مرگ بدون حضور او برایش یکسان است، ابراز نارضایتی میکند. همچنین، شاعر به ناامیدی و هراس ناشی از دوری از محبوب اشاره میکند و این دوری را سختتر از آنچه که تصور میشود، توصیف میکند. او در نهایت بر این باور است که خوشدلی و خواستههای انسان، ناشی از طبع اوست و این جستجو برای خوشدلی به نوعی به قضاوت خداوند وابسته است.
هوش مصنوعی: به خدایی که از جان او اولین و بزرگترین لطف و محبت شروع شده است.
هوش مصنوعی: حداقل نشانههای خوبی و نعمتهای او بهاندازهای است که با وزش باد بهاری و بارانهای نیسان آغاز میشود.
هوش مصنوعی: یعنی برای من زندگی و مرگ زمانی که از خدمت تو دور هستم، هیچ تفاوتی ندارد و هر دو یکسان هستند.
هوش مصنوعی: هر راحتی که بدون تو وجود داشته باشد، ذهن و روح من از آن ترسان هستند.
هوش مصنوعی: در دوری از دوستان، درد و رنج زیادی را تحمل میکنم، اما گفتن این احساسات به راحتی انجام میشود.
هوش مصنوعی: دل و جان من در خوارزم ساکن است و ای وای بر جسمی که در خراسان قرار دارد.
هوش مصنوعی: خوشحال بودن و امیدوار بودن در دنیا ناشی از خواستهها و آرزوهای طبیعی بشر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خفته بیدار کردن آسانست
غافل و مرده هر دو یکسانست
این نه طامات و شطح و افسانست
نظم این نوع سخت آسانست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.