تو آن کریمی کز التفات خاطر تو
نیاز تا به ابد در نعیم و ناز افتد
خرد سزای تو نا معنییی به دست آرد
هزار سال در اندیشهٔ دراز افتد
به بیست بیت مدیح تو در کرم بینی
چنان فتد که به اصلاح آن نیاز افتد
عجب مدار که اندر سرای عالم کون
گهی نشیب فتد کار و گه فراز افتد
ز حرص مدح تو باشد که از درخت سخن
لطیفهای مثلا نیم پخته باز افتد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش خلاقیت و کرم خداوند میپردازد و بیان میکند که این بزرگوار آنچنان کریم و جود دارد که نیازی همیشگی به نعمتهای او وجود دارد. او میگوید که کلمات و عبارات برای وصف این کرم کافی نیست و حتی با هزاران بیت نیز نمیتوان به درستی حق او را ادا کرد. در این دنیا، شرایط و اوضاع گاه دگرگون میشود و موارد مثبت و منفی در زندگی پیش میآید، اما عشق و حرص به توصیف این کرم باعث میشود که گاهی کلمات به درستی ادا نشوند و مانند میوهای نرسیده به زمین بیفتند.
هوش مصنوعی: تو شخص بزرگواری هستی که با محبت و توجهات، نیازمندان همیشه در آسایش و خوشی به سر میبرند.
هوش مصنوعی: خرد و اندیشه تو نمیتواند به درستی آنچه را که هست درک کند؛ زیرا حتی پس از گذشت هزار سال فکر کردن، به نتیجه روشنی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: شما اگر به بیست بیت از مدح و ستایش شما نگاه کنید، آنقدر زیبا و دلنشین است که ممکن است برای بهتر شدن آنها نیاز به ویرایش داشته باشید.
هوش مصنوعی: تعجب نکن که در این دنیا گاهی事情 به پایین میرود و گاهی بالا میآید.
هوش مصنوعی: از روی حرص و طمع در ستایش تو، گاهی کلامی ناب و زیبا به مانند میوهای نارس از درخت میافتد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.