گنجور

 
انوری

دل راه صلاح برنمی‌گیرد

کردم همه حیله درنمی‌گیرد

معشوقه دگر گرفت و دیگر شد

دل هرچه کند دگر نمی‌گیرد

الحق نه دروغ راست باید گفت

معذور بود اگر نمی‌گیرد

من تختهٔ عاشقی ز سر گیرم

هرچند که او ز سر نمی‌گیرد

دادم دو جهان به باد در عشقش

ما را به دو حبه برنمی‌گیرد

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
غزل شمارهٔ ۹۰ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم