ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام
باده را در جامِ جان ریز ای غلام
با حریفِ جنس درساز ای پسر
در شرابِ لعل آویز ای غلام
چند گویی مست گشتم؟ می بنه
وقتِ مستی نیست مستیز ای غلام
چند پرهیزی از این پرهیز چند؟
از چنین پرهیز پرهیز ای غلام
بیش از این بدخویی و تندی مکن
ساعتی با ما بیاویز ای غلام
در پناهِ باده شو چون انوری
وز غمِ ایام بگریز ای غلام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت ساقی و غمگینی از محدودیتهای زندگی میپردازد. او از غلام میخواهد که باده را در جام بریزد و در جمع دوستانش با هم لذت ببرند. شاعر به پرهیزکاری اشاره میکند و میگوید وقت مستی وقت پرهیز نیست. او تأکید میکند که باید از بدخویی دوری کند و لحظاتی را در کنار دوستانش بگذراند. در انتها، شاعر از تجربیات تلخ زندگی میگریزد و به خوشیها و لذتهای زندگی روی میآورد.
هوش مصنوعی: ای غلام، ساقی خوابش برده است، برخیز و باده را در جام جان بریز.
هوش مصنوعی: پسر، با کسی که در هنر و زیبایی مهارت دارد همراه شو و در دنیای شگفتانگیز لذتهای زندگی غرق شو.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که آیا باز هم میخواهی بگویی که من مست شدهام؟ زمان نوشیدن مشروبات برای مست شدن نیست، بنابراین ای غلام، مست نشو.
هوش مصنوعی: چند وقت میخواهی از این اجتناب و دوری بگذرانی؟ از چنین دوری و خودداری بپرهیز، ای بنده!
هوش مصنوعی: دیگر بیشتر از این بدخلقی و تندی نکن، کمی با ما باش و همراه شو ای دوست.
هوش مصنوعی: در آغوش شراب پناه بگیر و مانند انوری، از غم روزها فرار کن ای جوان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.