قیامت میکنی ای کافر امروز
ندانم تا چه داری در سر امروز
به طعنه زهر پاشیدی همی دی
به خنده میفشانی شکر امروز
دو هاروت تو کردی بود جان بر
دو یاقوت تو شد جانپرور امروز
لبت تا دست گیرد عاشقان را
برون آمد به دستی دیگر امروز
تویی سلطان بترویان که در حسن
ندارد چون تو سلطان سنجر امروز
به حق آن که داد ای بت جمالت
به حال بنده یکدم بنگر امروز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود که او را با صفات زیبایی و کفر توصیف میکند، خطاب میگوید. او از معشوق میخواهد که امروز بر حال عاشق توجه کند و به کنایه به درد و رنج او اشاره میکند. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و او را سلطان زیبایانی میداند که در حسن بینظیر است. در پایان، درخواست میکند که معشوق یک لحظه به حال بندهاش بنگرد و به او رحمی کند.
هوش مصنوعی: ای کافر، امروز قیامت بپا کردی و نمیدانم امروز در دل چه چیزی داری.
هوش مصنوعی: دیروز به طور غیرمستقیم و کنایهآمیز به من زهر و نیرنگ زدی، اما امروز با لبخند شکر و خوبی را به من میزنی.
هوش مصنوعی: امروز جان من به واسطهٔ زیباییها و تجلیات تو، همچون دو یاقوت درخشان، شاداب و پرورشیافته شده است.
هوش مصنوعی: لبت به قدری جذاب است که عاشقان را به سوی خود میکشاند؛ اما امروز دست دیگری در کار است.
هوش مصنوعی: تو بهترین و زیباترین انسانی هستی که در دنیا دیدهام و هیچ کس مانند تو زیبا نیست، حتی سلطان سنجر در دوران خود.
هوش مصنوعی: به خداوندی که زیباییات موجب خوشحالی بنده شده، یک لحظه امروز به حال من نگاه کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخن گویید با من کمتر امروز
که دارم دل به جای دیگر امروز
چنان سودا مزاجم را گرفته
که تلخم می نماید شکر امروز
چنان اشکم به خشک و تر رسیده
[...]
به کام غیر گردد اختر امروز
بود خون جگر در ساغر امروز
پی تعظیم قدر دلبر امروز
زخاور خور فرود آرد سر امروز
برون آرند بهر یار فایز
زکه زر و ز دریا گوهر امروز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.