هیچ دانی که سرِ صحبتِ ما دارد یار
سرِ پیوند چو من باز فرود آرد یار
کاشکی هیچکسی زو خبری میدهدی
تا از این واقعه خود هیچ خبر دارد یار؟
تو ببینی که مرا عشوهدهان خنداخند
سالها زار بگریاند و بگذارد یار
یارت ار جور کند خود چه کند چون به عتاب
خون بریزد که همی موی نیازارد یار
انوری جانِ جهان گیر و کم انگار دلی
پیشاز آن کت به همین روز کم انگارد یار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و دلبستگیاش به یاری میپردازد که در این روابط رازهایی نهفته است. او از کمبود اطلاعات دربارهٔ حال و احوال یارش شکایت میکند و آرزو میکند که کسی او را از وضعیت یار باخبر کند. همچنین احساسات متناقض را به تصویر میکشد، از خشمی که یار ممکن است به او نشان دهد تا عشوه و مهربانیاش که او را به گریه میاندازد. در نهایت، شاعر به کماعتنایی و بیتوجهی یار اشاره میکند که او را به دردسر میافکند.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که معشوق چقدر در گفتگوهای ما مشارکت دارد؟ او از همان ابتدا مانند من در این ارتباط و پیوند عمیق است.
هوش مصنوعی: ای کاش هیچکس خبر این موضوع را به او نمیداد تا او از این حادثه هیچ اطلاعی نداشته باشد، تا حالا دلدارش را نیابد.
هوش مصنوعی: تو میبینی که چطور لبخندهای دلربایت سالها من را به حال زاری واداشته و به حال خودم رها میکنی.
هوش مصنوعی: اگر یار تو به تو ظلم کند، چه میشود؟ چون وقتی به دلخوری و عتاب میافتد، به راحتی برای تو اشک میریزد، به طوری که حتی بر موهای تو هم آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: انوری، کسی که روح و جان جهان را در اختیار دارد و کماهمیت به نظر میرسد، قبل از این روز، دل کسی را از یار کماهمیتتر میانگارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.