ای سپهری که چو خورشید، جواد آمدهای
در دل و دیده سویدای سواد آمدهای
هر نفس تازه کند عقل به مدح تو بیاض
تا تو در حیز این کهنه سواد آمدهای
شغل مدح تو بدان باز گذاریم که تو
برتر از مرتبه کلک و مداد آمدهای
جوهر آتش طبعی نه به ترکیب بشر
زین عنا تودهٔ دون طبع رماد آمدهای
از شرف بر شرف طارم ایوان بگذشت
سقف ایوان سخن، تا تو عماد آمدهای
با دل منهی اسرار ازل خاستهای
با کف ضامن ارزاق عباد آمدهای
کیسه پرداخته شد جوهریفطرت را
تا تو ای گوهر از هر به مراد آمدهای
صدف بحر ازل را چو تو یک گوهر نیست
آه کاندر کف غواص کساد آمدهای
نکتهٔ جان و خرد را تو فواید شدهای
سینه طبع فلک را تو فواد آمدهای
ده زبان خواستهای روز سخن سوسنوار
که چو نرکس همهشب جفت سهاد آمدهای
ای سخای تو مرا گفته سحابی که چو من
در گهرباری با طبع جواد آمدهای
سوی آن کل معانی رو، اگر چون دگران
جزو کردار به اقدام معاد آمدهای
میزبان کرمت گفت به ترجیب درای
که به مهمانکدهٔ کام و مراد آمدهای
جام بگسار که در مجلس سلطان شدهای
کام بگذار که در سبع شداد آمدهای
صاحبا، معجزهٔ نطق بدینسان که توراست
ار پی جنبش انواع جماد آمدهای
ماه جاهی وز گردون شرف تاختهای
در پاکی وز دریای سواد آمدهای
کون ذات تو ز تأثیر فساد ایمن باد
کز پی مصلحت کون و فساد آمدهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مدح، عمادالدین طغلوا والی همدان را همچون خورشید و سمبل فضیلت و شرافت توصیف میکند. او به برتری این شخصیت نسبت به دیگران اشاره میکند و از ویژگیهای برجستهاش، مانند سخاوت و حکمت، یاد میکند. شاعر به عمق آثار او در زندگی مردم و تأثیر مثبتش بر آنان میپردازد و او را همچون گوهری نایاب معرفی میکند که به جهان معنویت و علم نوری تازه بخشیده است. همچنین، از مقام والای او در اداره امور جامعه و دستگیری از نیازمندان سخن میگوید و تاکید میکند که وجود او موجب بهروزی و آرامش در شهر است. در نهایت، شاعر دعا میکند که وجود عمادالدین از هرگونه فساد و آسیب ایمن بماند.
هوش مصنوعی: ای آسمانی که مانند خورشید روشن هستی، تو با دلی پاک و دیدگانی شفاف به اینجا آمدهای.
هوش مصنوعی: هر لحظه عقل به ستایش تو میپردازد و نو بودن خود را نشان میدهد، زیرا تو در این دنیای کهنه و قدیمی وارد شدهای.
هوش مصنوعی: ما دیگر به کار ستایش تو مشغول نمیشویم، چون تو از هر نوشته و قلمی بالاتر و برتر هستی.
هوش مصنوعی: آتش وجود و ذاتی در تو نه به خاطر ترکیب و ساخت انسانهاست؛ این خاکستر به وجود آمده از طبیعت پست و بیارزش است.
هوش مصنوعی: از مقام بلند ایوان طارم گذشته است سخن، تا زمانی که تو به اینجا آمدهای.
هوش مصنوعی: دل تو که رازهای ابدی را در خود نهان دارد، به همراه دست تو که تأمینکننده روزی بندگان است، به اینجا آمدهای.
هوش مصنوعی: کیسه آماده شد تا جوهر طبیعت خود را در آن قرار دهد، پس ای گوهر، تو به همه خواستهها و آرزوهایت رسیدهای.
هوش مصنوعی: هیچ مرواریدی مانند تو در دریای ازل وجود ندارد، آه که تو در دستان غواص، بیارزش و بیفایده ماندهای.
هوش مصنوعی: تو به حقیقت جان و خرد تبدیل شدهای و در وسعت و عمق اندیشههای بزرگ، به عنوان منبع و نمایندهای از لطافت و زیبایی ظهور کردهای.
هوش مصنوعی: تو مانند سوسن، در روز سخن گفتن، ده زبان را طلب کردهای و مانند نرگس، هر شب به جفت خود نزدیک شدهای.
هوش مصنوعی: ای سخاوت تو به من گفته است که من هم مثل یک دانهی باارزش و نادر، با طبیعت بخشندهام و در این دنیای گرانبها به وجود آمدهام.
هوش مصنوعی: به سوی حقیقت تمام معانی برو، اگر مثل دیگران تنها به عنوان جزئی از اعمال برای روز بازپسینی آمدهای.
هوش مصنوعی: میزبان با محبت به تو میگوید که با احترام و خوشآمدگویی به خانهاش آمدهای، جایی که همهی آرزوها و خواستههایت برآورده میشود.
هوش مصنوعی: جام را پر کن و خوش بگذران، چون در محضر پادشاه نشستهای. لذت ببر که به جشن و سرور بزرگ و پرشکوه آمدهای.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، معجزهای که در قدرت سخن گفتن تو وجود دارد، از آنجا نشأت میگیرد که اگر حرکتی از انواع اشیاء بیجان ببینی، بهراستی تویی که به این شکل آمدهای.
هوش مصنوعی: در میان آسمان و ستارهها، تو با پاکی و صفا وارد شدهای و از عمق تاریکی به روشنی و روشنی دست یافتهای.
هوش مصنوعی: باشد که وجود تو از تأثیرات فساد محفوظ بماند، زیرا به خاطر مصلحت، وجود و فساد به سراغ تو آمدهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.