رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست
میرم از غیرت آنکس که غمت در دل اوست
مقبل آن نیست که چون مه بفلک منزل ساخت
مقبل آنست که ماهی چو تو در منزل اوست
فتنه این است که آن نرگس مستی که تراست
همچو ابروی تو هر کس که بود مایل اوست
خوانده باشی سبب لعنت شیطان ز چه شد
هرکه در سجده رویت نبود داخل اوست
من کجا ذره صفت پرتو خورشید کجا؟
چشم امید ولی بر کرم شامل اوست
چون مگس دوریم از محفل او تلخ بود
زانکه شیرینی عالم همه در محفل اوست
کار اهلی همه دم گریه تلخ است ز غم
آه ازین چاشنی غم که در آب و گل اوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ عشق و دلبستگی به محبوب سخن میگوید و به حسرتی که از فقدان او تجربه میکند، اشاره دارد. او عشق را نه تنها به عنوان زیباییهای ظاهری، بلکه به عنوان چیزی عمیق و معنوی میبیند که زندگی را میسازد. شاعر به مرتبهٔ بلندی که محبوب در قلب او دارد، اعتراف میکند و از تلخیهای زندگی بدون آن محبوب سخن میگوید. یادآور میشود که همه چیز در حضور محبوب شیرین و دلپذیر است و غم ناشی از دوری او را گریز ناپذیر میداند. در نهایت، شاعر حس میکند که زندگیاش به شدت تحت تأثیر فقدان محبوب است و غم او در وجودش جاری است.
هوش مصنوعی: حسرتی از کسی ندارم و تمام زیباییهای دنیا از آن اوست. من به خاطر غیرت کسی میشوم که غم تو در دلش وجود دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زیبایی و محبوبیت واقعی به این نیست که کسی مانند ماه به عرش آسمان برود و در اوج باشد. بلکه ارزش اصلی در این است که کسی مانند تو در کنار او و در منزل او باشد. یعنی حضور کسی خاص و دوستداشتنی در زندگی، اهمیت بیشتری از جایگاه بالای او دارد.
هوش مصنوعی: فتنه این است که آن نرگس پر از جذابیتی که متعلق به توست، مانند ابروهای تو، هر کسی را به سمت خود جذب میکند.
هوش مصنوعی: اگر توجیهی برای لعنت شیطان داشته باشی، باید بدانی که هر کسی که در سجده بر تو نبوده، نشان از درون او دارد.
هوش مصنوعی: من کجا و آن پرتو خورشید کجا؟ با این حال، امیدم به رحمت گسترده اوست.
هوش مصنوعی: ما مانند مگسهایی هستیم که از جمع او دوریم و این دوری برای ما تلخ است، زیرا همه شیرینی و زیباییهای زندگی در جمع اوست.
هوش مصنوعی: همهجا در زندگی انسانی، به خاطر غم و اندوهی که در ذات اوست، دلتنگی و ناراحتی وجود دارد. این حس تلخ غم مانند چاشنیای است که در وجود انسان آمیخته شده و او را در هر لحظه تحت تأثیر قرار میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
دل بیتاب سپندی است که در محفل اوست
شکوه از تنگدلی شیوه آگاهان نیست
که فتوحات جهان در گره مشکل اوست
عشق فارغ ز غم و درد گرفتاران نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.