نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
طریق اهل دلان غیر دردمندی نیست
به خلق و لطف تو نازیم ای سهی بالا
که سرو قد تورا ناز سر بلندی نیست
مریض عشق تورا شربت طبیب چه سود
دوای خسته دلان جز لبان قندی نیست
مرا سجود نیاز از نماز شیخ به است
نماز زنده دلان جز نیازمندی نیست
خروش مرغ سحر زارتر بود اهلی
جراحتی بتر از زخم مستمندی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نیاز و وابستگی عاشق به معشوق میپردازد و بیان میکند که عشق واقعی و دلسوزی از دل پر درد ناشی میشود. او از زیبایی و بلندی قامت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که جز عشق و محبت، هیچچیز نمیتواند درد روح را تسکین دهد. شاعر همچنین به بیفایده بودن عبادات و نمازهایی که بدون عشق و نیاز واقعی به معشوق انجام میشود، اشاره میکند و در انتها، زخمهای ناشی از عشق را عمیقتر و دردآورتر از هر زخمی میداند.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن عشق و توجه تو، نیازی به تظاهر و خودپسندی نیست. راه و رسم اهل دل فقط متکی به درد و احساس واقعی است.
هوش مصنوعی: ما به خوشخلقی و مهربانی تو افتخار میکنیم ای زیبای بلندقامت، چرا که قامت تو هیچ ناز و کسوتی ندارد که به بلندی تو برسد.
هوش مصنوعی: عاشق بیمار درد عشق، از نوش داروی پزشک بهرهای نمیبرد، چرا که درمان دلهای خسته تنها در لبهای شیرین تو نهفته است.
هوش مصنوعی: برای من نیاز به سجده و فروتنی از نماز شیخ بیشتر ارزش دارد، چرا که نماز کسانی که دل زندهای دارند، جز بیان نیاز نیست.
هوش مصنوعی: صدای پرنده سحر در دلانگیزترین حالتش حاکی از درد و اندوه است، چنان که زخم ناشی از بیکسی و تنهایی را نمیتوان با هیچ جراحت دیگری مقایسه کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.