بخش ۳۵ - گفتار در ذکر ملک تورانشاه بن طغرل که پادشاه دوازدهم است از قاوردیان
بعد از واقعه جیرفت و قتل ملک ارسلان تورانشاه با لشکر فارس در جیرفت توقف ناکرده، عازم بردسیر شد و بر در بردسیر نزول کرد و بر سر غله رسیده فرود آمد و لشکرگاهی منظم ساخت و بزرگان کرمان که در بم بودند چون ظهیرالدین وزیر و شهاب الدین کیا محمد بن المفرح الخازن و امام الدین منشی و قاضی احمد و اعیان و روسای بم به خدمت آمدند و مناصب قسمت کردند و مراتب معین.
ظهیرالدین وزیر و کیا محمد خازن و امام الدین منشی، سپهسالار اجل سیف الدین الجیوش میگفت که در این عهد هر خوشهای که از زمین برمیآید پرچمی را از هوا بر سر او میآورند و چندگاهی از شهر و دشت، نرد محاربت باختند و ساز مقاتلت ساختند و از جانبین مقتول و مجروح بسیار شدند اتفاق بد را، اتابک محمد در شهر رنجور شد و او را جراحتی صعب ناخوش بر ران ظاهر شد و از نگاشتن صور حرکت کرب و مدارست سور طعن و ضرب و حفظ مصالح حصارداری بازماند.
بزرگان فارس و کرمان گوی صلح در میدان وفاق افکندند بر قرار آن که اتابک را زمام کار در مقام و ارتحال، به دست خود باشد و یولق ارسلان به جای فرزند میباشد و شهر تسلیم کنند. بر این قرار طراز حله صلح بافتند و رشته عهد تافتند و اتابک محمد را چون خفتی روی مینمود و با ضعف تن و رنج دل از شهر بیرون آمد و در باب مقصد و اختیار موئل اندیشه کرد منیعتر ملجأی و حصینتر پناهی و نزدیکتر ملاذی عصمت امرای فارس دید. اثقال و بنه و جواری و خواص خدم خویش را برگرفت و در جوار آن بزرگان او را به حسن القبول تلقی نمودند و در اعزاز او مبالغت فرمودند و گفتند چون دخول العرب کردی دندان کید دشمن کنده شد و دست تعرض خصم کوتاه. پس در مصاحبت ایشان با لشکر فارس به خدمت اتابک زنگی پیوست و ملک تورانشاه به شهر خرامیده بر سریر سلطنت نشست و روزی چند یولق ارسلان فرزند خواند.
پس آیینه بصرش در در غلاف تکحیل پنهان کرد و به قلعه فرستاد و چون موسم نهضت گرمسیر درآمد، امیر قیمار خوان سالار و طاهر محمد امیرک و افتخارالدین اسفندیار نوبت سالار را در شهر بردسیر نشاندند به حکم شحنگی و رفتند در مقام جیرفت مرکب مراد فراخ لجام کردند و به اختیار ثمرات لذات مشغول شد.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پس از حادثه جیرفت و کشته شدن ملک ارسلان، توران شاه با لشکری از فارس به سمت بردسیر حرکت کرد و در آنجا اردو زد. بزرگان کرمان، از جمله وزیر و قاضی، به خدمت او آمدند و سمتها و مناصب را تقسیم کردند. در این زمان، کشمکشها و درگیریهایی در شهر و دشت به وقوع پیوست و تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. اتابک محمد، که دچار جراحتی سخت شده بود، سرانجام تصمیم به صلح گرفت و توافقاتی را با بزرگان فارس و کرمان برقرار کرد. با ادامهی همکاریهای خود، توران شاه به سلطنت خود ادامه داد و تدابیری برای حکومت بر استانهای تحت سلطهاش اتخاذ کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.